در دانشگاه استیونس نیوجرسی اقتصاد درس میدهم. حوزه تخصصم اقتصاد خرد کاربردی، اقتصاد انرژی و منابع طبیعی، مدیریت ریسک و کنترل بهینه تصادفی است. به علوم انسانی هم علاقهمندم. مسایل توسعه و سیاستگذاری ایران را دنبال میکنم و گاهی چیزهایی مینویسم.
چرا تفکیک سرمایه و کار مهم است؟
چرا تفکیک سرمایه و کار مهم است؟
یکی از خوانندگان تیزبین سوال جالبی مطرح کردند: «اقتصادی را فرض کنیم که در آن افراد میتوانند سرمایهشان را استفاده کنند ولی فقط مشروط به این که خودشان هم در بنگاه خودشان مشغول کار شوند. در حالت حدی، سهامداران همه بنگاههای این اقتصاد باید کارکنان آنجا باشند». آیا نمیشود سیاستهای اقتصادی را به این سمت برد؟
پاسخ: ایده جالبی است و میشود برخی نتایج مثبت آن را فورا دید: مثلا افراد احساس تعلق بیشتری به محل کارشان دارند، از ظهور یک طبقه سرمایهدار بزرگ و در نتیجه نفوذ آنها در فرآیندهای سیاسی جامعه جلوگیری میشود، دو قطبی سرمایهدار-کارگر از بین میرود در عین حال که اقتصاد دولتی هم نمیشود، و نهایتا اینکه مقررات محیط کار بر اساس خواستههای کارکنان آنجا تعیین میشود.
در واقعیت هم برخی کشورهای اروپایی بنگاههایی با مدل نزدیک به این دارند که اکثریت سهامدارانشان کارکنانشان هستند. علاوه بر آن در برخی کشورها قانون تصریح میکند که نماینده کارکنان شرکت حتما باید یک یا دو صندلی (یا یک درصد مشخصی) از اعضای هیات مدیره را در اختیار داشته باشد. در برخی صنایع (مثل شرکتهای مشاوره مدیریت، حسابداری، دفاتر حقوقی و الخ) هم عملا بیشتر شرکا کارکنان فعلی و سابق شرکت هستند. پس این مدل قطعا امتیازاتی دارد.
ولی نگرانیها و نقطه ضعفهای اصرار بر اجرای این مدل در همه بنگاههای اقتصاد چیست؟ به صورت مثالی به چند مورد اشاره میکنیم تا خود خوانندگان تصویر کلی را در ذهن بسازند. پیشاپیش هم اشاره کنیم که معیار ما در این ارزیابی عمدتا «کارایی کلان اقتصاد» است، یعنی میخواهیم مطمئن شویم تولید کل اقتصاد بیشینه میشود.
برخی نقدها به این مدل در قالب مثالهای روزمره:
۱) تکلیف شرکتهای هواپیمایی و شرکتهای تولید فولاد و نفت و گاز و پتروشیمی و امثال آن چه میشود؟ اینها صنایعی با حجم سرمایه خیلی زیاد و تعداد نفرات اندک هستند، در نتیجه اگر بگوییم همه سهامداران باید کارکنان شرکت باشد «آورده سرمایه» کارکنان باید خیلی بزرگ باشد. آیا باید اصرار کنیم که خلبان و خدمه یک هواپیما حتما باید سهامداران آن هواپیما باشند؟ در این صورت ایا شغل خلبانی و مهمانداری و فروش بلیط را به یک طبقه خیلی ثروتمند محدود نکردهایم؟
۲) فرض کنیم کسی ۵۰۰ میلیون تومان از مادرش به ارث میبرد و هنرمند قهاری هم هست ولی فقط میتواند به صورت انفرادی کار کند. در مدل رایج این فرد میتواند در اتاق خودش نقاشی بکشد یا قطعه موسیقی تنظیم کند و به جامعه عرضه کند و آن ۵۰۰ میلیون را هم در شرکت دیگری که کار ساختمانی میکند سرمایهگذاری کند تا کسی که به مباحث عمرانی علاقهمند است با آن کار کند. در مدل پیشنهادی این فرد را مجبور میکنیم که کار و سرمایهاش را در یک بنگاه متمرکز کند.
۳) فرض کنیم کسی ۵۰۰ میلیون را به ارث میبرد ولی فاقد توانایی جسمی یا ذهنی برای کار کردن است. در مدل فعلی این فرد میتواند خودش کار نکند ولی سرمایهاش در اختیار بقیه قرار بگیرد که با آن فعالیت مولد داشته باشند.
۴) تکلیف بازنشستهها در این مدل چه میشود؟ آیا فرد باید تا آخر عمرش (مثلا تا ۹۰ سالگی) هر روز سر کار برود یا از یک جایی اجازه میدهیم که خودش کنار بکشد و پساندازش در بنگاههای مختلف سرمایهگذاری شود؟ (کاری که صندوقهای بازنشستگی انجام میدهند)
۵) تکلیف «تنوع بخشی» (Diversification) چه میشود؟ به افراد توصیه میکنیم که سعی کنند سرمایه انسانی و سرمایه مالیشان را در صنایع مختلف سرمایهگذاری کنند تا ریسک کلی زندگیشان را پایین بیاورند. در نتیجه کسی که در صنعت نفت کار میکند ممکن است پولش را در شرکت انرژی خورشیدی سرمایهگذاری کند. در مدل فعلی افراد را مجبور میکنیم از این تنوعبخشی دور شده و هر دو نوع سرمایهشان را دقیقا در یک بنگاه به کار بگیرند. اتفاقی که مثلا در شرکت انرون افتاد: شرکت پسانداز بازنشستگی کارکنان را در سهم خودش سرمایهگذاری کرده بود و وقتی ورشکست شد، کارکنان هم شغلشان و هم پساندازشان را از دست دادند.
۶) آورده کارکنان مختلف باید چه طور تنظیم شود؟ سهم خلبان و مکانیک و مهماندار و مسوول نظافت هواپیما چه طور باید تعیین شود؟ برابر؟ در این صورت چه کسی می تواند متصدی نظافت هواپیما شود؟ نابرابر؟ در این صورت که برگشتیم سر جای اول.
به دوستمان گفتم که به نظرم تفکیک مدیریت و مالکیت یکی از مهمترین دستاوردهای نهادی دنیای مدرن است که اجازه میدهد تخصص کار یک عده (که فاقد سرمایه هستند) با سرمایه یک عده (که فاقد مهارت در آن حوزه هستد) ترکیب شده و اقتصاد به بیشترین بازده خود برسد. اصرار بر محدود کردن سهامداری به کارکنان شرکت، این ترکیب نهادی را نقض میکند.
@hamed_ghoddusi تماس با نویسنده
@hamedghoddusi