در دانشگاه استیونس نیوجرسی اقتصاد درس میدهم. حوزه تخصصم اقتصاد خرد کاربردی، اقتصاد انرژی و منابع طبیعی، مدیریت ریسک و کنترل بهینه تصادفی است. به علوم انسانی هم علاقهمندم. مسایل توسعه و سیاستگذاری ایران را دنبال میکنم و گاهی چیزهایی مینویسم.
مقاله علمی: کشش عرضه انرژی و اثربازگشتی
مقاله علمی: کشش عرضه انرژی و اثربازگشتی
اثر بازگشتی یا ارتجاعی (Rebound Effect) مفهومی مهم و شناخته شده در اقتصاد انرژی است. این اثر جالب و خلاف شهود میگوید که افزایش بهرهوری مصرف انرژی گاه میتواند باعث شود که مصرف کل انرژی «بیشتر» از سابق شود یا حداقل بخشی از صرفهجویی که در محاسبات مهندسی انتظار میرفت خنثی شود. اولین باری که توجه به این موضوع جلب شد در نگاه به روند کلان مصرف انرژی در سه قرن گذشته بود: بهرهوری مصرف انرژی از ماشین بخار وات تا به امروز بسیار بالا رفته است ولی مصرف کل انرژی هم در جهان به شدت بیشتر شده است. بعدا مدلسازیها و مطالعات فراوانی در سطح خرد (خانوار و بنگاه) انجام شد که اکثرا وجود مقداری از اثر بازگشتی را تایید میکنند.
منطق اثر بازگشتی چیست؟ منطق ساده آن این است که افزایش بهرهوری مصرف انرژی دو اثر متضاد دارد: ۱) شدت انرژی لازم برای تولید یک واحد خروجی (یا کار) را کم میکند. آن همان قسمت مهندسی قضیه است. ۲) ولی علاوه بر آن، چون بهرهوری انرژی بالا رفته «قیمت» دریافت یک واحد خروجی برای مصرفکننده هم کم میشود، خدمت انرژی بر به نسبت سایر کالاها ارزان شده و در نتیجه تمایل به مصرف «بیشتر» میشود. اثر ۲ به میزان کشش قیمتی تقاضای کالای نهایی مصرفکننده بستگی دارد. اگر اثر ۲ بر اثر ۱ غلبه کند٬ مصرف کل انرژی میتواند حتی از سابق بیشتر شود. مثال دم دستی آن این است که فرض کنیم گرم کردن یک اتاق ۱۰۰۰ تومان در روز هزینه دارد و با این قیمت خانواده فقط یک اتاق را گرم میکند. حال با پیادهسازی عایقبندی بهرهوری مصرف انرژی خانه را بالا میبریم و مصرف انرژی را به ۷۰ درصد سابق میرسانیم. حال هر اتاق ۷۰۰ تومان برای گرم شدن نیاز دارد و خانواده ممکن است با قیمت ۷۰۰ تومان ترجیح بدهند دو اتاق را گرم کنند (چون گرم کردن هر اتاق به «نسبت» سایر مصارف زندگی ارزانتر شده است). در نتیجه مصرف انرژی نسبت به سابق ۱.۴ برابر میشود!
در این مقاله جدیدمان که در ژورنال Energy Economics چاپ شده است بحث میکنیم که اکثر مطالعات اثر ارتجاعی روی کشش سمت تقاضا (Demand Elasticity) متمرکز بوده است و کشش سمت عرضه حاملهای انرژی معمولا در بحث اثر ارتجاعی فراموش میشود. ما مدلی ارائه میکنیم که هر دو سمت عرضه و تقاضا در آن صریحا مدل شده است، عرضه انرژی لزوما کشش کامل ندارد (یعنی قیمت حامل با میزان مصرف کل بالا میرود) و تعادل بازار را در این حالت بحث میکنیم. به طور مشخص از مدلمان برای تحلیل دو نوع سیاست استفاده میکنیم: ۱) افزایش بهرهوری فناوری موجود (مثل کاهش مصرف سوخت خودروهای بنزینی) ۲) جا به جایی تقاضای حمل و نقل به سمت سوخت پاکیزهتر جدید (مثل خودروی برقی یا سوخت زیستی). مدل ما کمک میکند تا بفهمیم که تحت چه مقادیری از پارامترهای کشش عرضه و تقاضا٬ سیاست یک یا سیاست دو میتواند منجر به آلودگی کمتر شود.
یک شهود اصلی ناشی از مدل این است که اگر عرضه سوخت کثیف کشش ناپذیر باشد (نمودار عرضه نزدیک به عمودی باشد که در صنعت نفت خام به آن نزدیکتر هستیم) و یک منبع جدید انرژی پاک معرفی شود، کل انتشار گازهای گلخانهای ممکن است بیشتر شود! چون در کشش عرضه عمودی مصرفکنندگان باز همان قدر بنزین مصرف میکنند (اثر ارتجاعی کامل) و مقداری هم آلودگی جدید از سوخت پاکتر تولید میشود.
http://www.sciencedirect.com/science/article/pii/S0140988317302542?dgcid=raven_sd_aip_email
@hamed_ghoddusi تماس با نویسنده
@hamedghoddusi