در دانشگاه استیونس نیوجرسی اقتصاد درس میدهم. حوزه تخصصم اقتصاد خرد کاربردی، اقتصاد انرژی و منابع طبیعی، مدیریت ریسک و کنترل بهینه تصادفی است. به علوم انسانی هم علاقهمندم. مسایل توسعه و سیاستگذاری ایران را دنبال میکنم و گاهی چیزهایی مینویسم.
مقاله علمی: کشش درآمدی تقاضا یا کشش درآمدی مصرف؟
مقاله علمی: کشش درآمدی تقاضا یا کشش درآمدی مصرف؟
در این مقاله کوتاه یک نکته ساده ولی نسبتا مغفول در مدلسازی و تدریس اقتصاد را برجسته میکنیم: کشش درآمدی تقاضا متفاوت از کشش درآمدی مصرف است و تفاوت این دو متغیر به میزان کششپذیری تابع عرضه بستگی دارد (که تقریبا هیچ گاه در زمان تدریس اقتصاد خرد در بحث کشش درآمدی تقاضا از آن صحبت نمیشود). ما این از مشاهده ساده شروع میکنیم که از نظر ما تفاوت مفهومی مهمی بین «کشش قیمتی تقاضا» و «کشش درآمدی تقاضا» وجود دارد. برای تحلیل کشش قیمتی تقاضا صرف دانستن تابع تقاضای فعلی* کفایت میکند، با تغییر برونزای قیمت میتوان به خروجی تابع تقاضا نگاه کرده و کشش قیمتی تقاضا را تخمین زد.
در مقابل کشش درآمدی تقاضا مفهومی پیچیدهتر است چون شوک به درآمد باعث جا به جایی کل منحنی تقاضا میشود. به زبان ریاضی ما اینجا با یک تبدیل در «فضای تابعی» (Functional Space) سر و کار داریم که یک تابع تقاضا را گرفته و یک تابع تقاضای جدید تولید میکند. نکته کلیدی این است که بر خلاف کشش قیمتی تقاضا، جا به جایی کل منحنی تقاضا قابل مشاهده کردن در بیرون نیست چون ما هیچ وقت کل این تابع را مشاهده نمیکنیم و فقط تقاطع تابع تقاضا و تابع عرضه یعنی «مصرف در تعادل بازار» را مشاهده میکنیم. برای مشاهدهپذیر کردن و تخمین تجربی کشش درآمدی تقاضا، باید به تقاطع یک تابع تقاضای مشخص و یک تابع عرضه مشخص نگاه کنیم و در نتیجه «مصرف» را ثبت کنیم.
حال چرا - ورای ملانقطی و مته به خشخاش گذاشتن - این تفکیک در عمل مفید و مهم است؟ ما یک دلیل ساده اقامه میکنیم: به خاطر دور بودن عرضه اکثر کالاها از حالت کشش کامل، از تخمینهای سطح فردی برای کشش درآمدی تقاضا نمیتوان نتیجه سیاستی کلان گرفت! مثلا اگر ببینیم که کشش درآمدی افراد برای مسکن ٪۲۰ است، یعنی با افزایش یک درصد درآمد ۰.۲٪ به مصرف مسکن آنها اضافه میشد، نمیتوان از آن نتیجه گرفت که اگر وضع کشور بهتر شد و درآمد کل کشور مثلا ۵٪ بالا رفت مصرف مسکن ۱٪ زیاد میشود! چون در سطح کلان وقتی تقاضای همه برای مسکن بالا برود «قیمت درونزای» مسکن (به خاطر کشش ناپذیری عرضه زمین شهری) بالا میرود و دیگر در "سطح کلان" کشش ۲۰٪ نخواهد ماند. در حالت حدی نشان میدهیم که اگر عرضه کالایی کاملا کششناپذیر باشد، با شوک درآمد تابع تقاضا جا به جا میشود (کشش مثبت درآمدی تقاضا) ولی «مصرف» کل اصلا تکان نمیخورد! عدم توجه به این نکته ساده خطایی است که مقالات زیادی مرتکب میشوند. توجه به چنین مسالهای در تخمین کشش درآمدی کالاهایی مثل بنزین، گاز طبیعی، برنج، گوشت، سفر تفریحی و امثال آن مهم است.
اصل مقاله را میتوانید در این لینک مطالعه کنید.
https://papers.ssrn.com/sol3/papers.cfm?abstract_id=3122844
* اگر دقیق باشیم همین نقد را میتوان در مورد کشش قیمتی تقاضا هم گفت. با تغییر برونزای قیمت یک کالا، تابع تقاضا هم ثابت نمیماند چون محدودیت بودجه مصرفکننده باعث جا به جایی توابع تقاضای همه کالاها میشود. در نتیجه مجبوریم فرض کنیم که از این اثر صرف نظر کردهایم. در زمان طرح «کشش درآمدی» و منحنی انگل هم فرض میکنیم که «قیمت» کالا ثابت است. ولی این فرض را در زمان تعمیم تخمین فردی به کلان نمیتوان حفظ کرد.
تماس با نویسنده @hamed_ghoddusi
@hamedghoddusi