در دانشگاه استیونس نیوجرسی اقتصاد درس میدهم. حوزه تخصصم اقتصاد خرد کاربردی، اقتصاد انرژی و منابع طبیعی، مدیریت ریسک و کنترل بهینه تصادفی است. به علوم انسانی هم علاقهمندم. مسایل توسعه و سیاستگذاری ایران را دنبال میکنم و گاهی چیزهایی مینویسم.
مدارس سمپاد، فرصتی برای شمول طبقاتی
مدارس سمپاد، فرصتی برای شمول طبقاتی
کلاس سوم ابتدایی که بودم مدرسهمان در جایی در مرز بین شهر و روستا بود و بخش بزرگی از دانشآموزان از طبقات خیلی محروم بودند. پرورشگاهی نزدیک مدرسه بود که گروهی از همکلاسیهای ما از آنجا میآمدند و از طریق آنها میتوانستیم روزنهای به زندگی داخل یک پرورشگاه داشته باشیم. همکلاسی داشتیم که پدرش به جرم قتل زندانی بود. دو سه سال بعد دوچرخهام را برای پنچرگیری بردم، دیدم ترک تحصیل کرده است و آنجا شاگردی میکند. بعد از ۳۰ سال هنوز هم لبخندش از دیدن من و تعمیری که انجام داد و پول هم نگرفت را به خاطر دارم... همان موقعها تازه کتابهای صمد بهرنگی را هم کشف کرده بودم و میتوانستم تصوری ذهنی از زندگی آدمها در «۲۴ ساعت در خواب و بیداری» و «تاری وردی» و «یک هلو هزار هلو» و الخ داشته باشم ولی هیچ کدام جای این تجربه عینی را نمیگرفت. از این حیث خودم را بسیار خوششانس میدانم که حداقل یک سال از تحصیلم را در مدرسهای بودم که با بخشی از محرومترین، حاشیهایترین و زحمتکشترین قشرهای جامعه تماس نزدیک داشته باشم. بعد از آن را هم هیچ وقت در مدارس غیرانتفاعی و امثال آن تحصیلی نکردم و چند سال بعدش (قبل از تحصیل در سمپاد) در مدارس کاملا معمولی شهر بودم ولی تجربه آن مدرسه به عنوان یک نهایت از اختلاط طبقات اجتماعی برایم منحصر به فرد بود.
من متخصص مسایل آموزشی نیستم و بحث در مورد وجوه مثبت و منفی مدارس ویژه و سیاست بهینه برای تنوع مدارس و مزایا و معایب مدارس سمپاد را باید به متخصصان موضوع سپرد. فقط از منظر «اختلاط اجتماعی» این نکته را به متولیان یادآوری میکنیم که مدارس سمپاد شاید تنها گزینه و فرصتی در کشور بود که امکان تجربه تحصیل با کیفیت و مشترک بین دانشآموزان از طبقات اجتماعی مختلف را فراهم میکرد. اگر این فرض (قابل مناقشه) را بپذیریم که به هر حال کسانی که در امتحان ورودی سمپاد پذیرفته میشدند با احتمال بیشتری نقشهای تخصصی و رهبری در کشور را برعهده خواهند داشت، آن وقت باید به این موضوع فکر کنیم که آیا لازم نیست این دانشآموزان با تجربه اجتماعی غنیتری تحصیل کنند و درک به تری از آدمهای مختلف جامعه داشته باشند؟
در شرایط فعلی کشور ما وقتی مدارس سمپاد را حذف کنید، تفکیک طبقاتی اتفاق خواهد افتاد. وقتی بودجه دولتی آموزش محدود است، دانشآموزان با امکان مالی بهتر به سراغ مدارس غیرانتفاعی خواهند رفت و شاید تا پایان تحصیلشان فرصت تجربه رابطه انسانی خارج از طبقه خود اقتصادی-اجتماعی خود را نداشته باشند. مدرسه سمپاد هم به این طبقه فرصت تجربه غنیتر میداد و هم با سیاست شهریه اختیاری و متناسب با درآمد که معمولا اجرا میشد، نوعی سوبسید بین طبقاتی (Cross-Subsidization) ایجاد میکرد.
البته شاید بشود در شرایط فعلی هم تصحیحی انجام داد. برخی کشورها این سیاست را دارند که مدارس غیرانتفاعی و خصوصی موفق را الزاما موظف به پذیرش رایگان درصدی از دانشآموزان با توان اقتصادی پایین و عملکرد تحصیلی خوب میکنند. مقالات مشهوری در سالهای اخیر نشان داده اند که شمولگرایی و تنوع جمعیتی در مدارس خصوصی به نفع هر دو نوع دانشآموزان است. نمیدانم آیا در کشور این قانون را داریم یا نه ولی اگر نداریم، به عنوان یک قدم نسبتا آسان میتوان سیاست شمول (Inclusion) و اختلاط طبقاتی اجباری در عرضه خصوصی آموزش را ترویج کرد.
پ.ن: مجددا روشن میکنم که این متن لزوما مخالف یا مدافع مدارس سمپاد نیست. ظاهرا دلیل روانشناسی و تربیتی قوی و موجهی برای انحلال این مدارس وجود دارد. حرف این است که اگر مدارس سمپاد منحل شدند، باید فکری به حال خلاءای که در این متن به آن اشاره شده است کرد، مثلا با سیاستهایی از نوع پاراگراف آخر.
تماس با نویسنده @hamed_ghoddusi
@hamedghoddusi