در دانشگاه استیونس نیوجرسی اقتصاد درس میدهم. حوزه تخصصم اقتصاد خرد کاربردی، اقتصاد انرژی و منابع طبیعی، مدیریت ریسک و کنترل بهینه تصادفی است. به علوم انسانی هم علاقهمندم. مسایل توسعه و سیاستگذاری ایران را دنبال میکنم و گاهی چیزهایی مینویسم.
پازل قرارداد کار باینری
پازل قرارداد کار باینری
مدتها است به این موضوع فکر میکنم که چرا در بیشتر کشورها (خصوصا در آمریکا) «بازاری» برای «کار کمتر از تمام وقت» شکل نگرفته است؟ برای اکثریت مشاغل بازار کار کاملا باینری و گوشهای است٬ یعنی فرد یا باید به صورت تماموقت (و حتی بیش از تماموقت) در دل محیط رقابتی کار باشد و یا کلا شغلی به دست نیاورد. شکلهای کار فریلنس در برخی مشاغل (مثل برنامهنویسی و طراحی گرافیک) وجود دارد٬ ولی در کل بازار کار سهم کوچکی دارد. ضمن این که فریلنس بودن ریسک زیادی دارد و مزایای کار رسمی (مثل بیمه درمانی) را هم ندارد.
میتوانیم تصور کنیم که افراد زیادی باشند که به دلایل مختلفی حاضر باشند که حقوقی کمتر از حقوق یک کار تمام وقت دریافت کنند و در عوض مقداری سبکتر از کار تمام وقت کار کنند. مثلا مرخصی سالیانه بیشتر از دو هفته داشته باشند٬ مرخصی مادرانه یا پدرانه چند ماهه داشته باشند٬ روزانه فقط شش ساعت کار کنند، هفتهای دو روز از خانه کار کنند، محل کار را سر ساعت ۳ ترک کنند و الخ. حدس زدن مجموعهای دلایل این ترجیحات هم سخت نیست: صرف وقت بیشتر با فرزندان٬ نگهداری از والدین٬ عدم پرداخت هزینه اضافی مهدکودک، تحصیل حین کار٬ علاقه به مسافرت و دیدن دنیا٬ کار داوطلبانه و سیاسی و خیریه٬ علاقه به صرف وقت بیشتر برای مطالعه و ورزش و کار هنری فردی و دهها دلیل شخصی دیگر.
اولین واکنش به این سوال این است که نیروی پارهوقت برای شرکتها و سازمانها هزینهزا است و قبول نمیکنند، ولی این جواب مکانیکی و غیراقتصادی است. از دید اقتصادی، پازل این است که چرا در قرن ۲۱ و عصر فناوریهای جفت و جور کردن (Matching)، هنوز «بازاری دینامیکی» برای این موضوع شکل نگرفته که از طریق آن هزینههای اضافی نیروی تمام وقت برای شرکت و مطلوبیت کار کمتر از تماموقت برای نیروی کار تعامل کنند و نهایتا به تعادلهای دستمزد و شکلهای مختلف کار برسیم. وقتی به این تعادلها برسیم نیروی کار مجموعه انتخاب (منو) از ترکیبات مختلف دستمزد و قرارداد کار خواهد داشت که انتخاب کند. در تعادل ممکن است که مثلا افراد ۸۰٪ کار تماموقت را انجام بدهند و ۷۰٪ حقوق تمام وقت را بگیرند.
با دوستان زیادی در این مورد بحث کردهایم و به برخی اصطکاکها که سر راه این بازار بوده رسیدهایم٬ از جمله ابهام بیمه درمانی برای نیروی پارهوقت، هزینه ثابت جایگزینی نیروی بعدی (مثل آموزش و انتقال اطلاعات پروژهها و ...)٬ کم بودن درآمد بسیاری از مشاغل که باعث میشود درآمد پاره وقت دیگر کفاف زندگی را ندهد و الخ.
میشود فکر کرد که مشاغل و صنایع مختلف به لحاظ درجه اجازهدادن به پارهوقتی با هم متفاوت هستند. در برخی حوزهها پارهوقت شدن راحتتر است: مثلا برای یک کلینیک داشتن دو پزشک یا دندانپزشک یا برای یک کتابخانه داشتن دو کتابدار یا برای یک شعبه بانک دو تحویلدار نیم وقت، تفاوت چندانی با داشتن یک نیروی تمام وقت ندارد. حدس میزنیم در مشاغلی مثل دفاتر وکالت و شرکتهای مشاوره و شرکت مهندسی هم کمابیش این کار (ولی به شکل داشتن دو نیروی پارهوقت همزمان) ممکن باشد. در مقابل در صنایعی که یک پروژه تمام انرژی یک نیروی تماموقت را اشغال میکند داشتن دو نیروی پارهوقت سختتر است.
در صحبت با رانندههای اوبر متوجه میشویم که یک جذابیت اوبر همین انعطافپذیری است. مثلا مادران تنهایی را دیدهام که از عهده هزینه مهدکودک بر نمیآیند و نمیتوانند کار تمام وقت داشته باشند. ولی از طریق اوبر میتوانند چند ساعت در روز کار کنند. یک بازار کار منعطفتر میتواند چنین فرصتهایی را برای خیلیهای دیگر بیشتر کند.
@hamedghoddusi کانال یک لیوان چای داغ٬ نوشتههای حامد قدوسی