در دانشگاه استیونس نیوجرسی اقتصاد درس میدهم. حوزه تخصصم اقتصاد خرد کاربردی، اقتصاد انرژی و منابع طبیعی، مدیریت ریسک و کنترل بهینه تصادفی است. به علوم انسانی هم علاقهمندم. مسایل توسعه و سیاستگذاری ایران را دنبال میکنم و گاهی چیزهایی مینویسم.
ادامه مطلب پیچیدگیهای مدیریت اقتصادی آب کشاورزی.. ****
ادامه مطلب پیچیدگیهای مدیریت اقتصادی آب کشاورزی
****
علاوه بر سیاستهای قیمتی٬ حمایت از فناوریهای نوین در زمینه به کارگیری فناوریهای جدید آبیاری و کشاورزی نیز در دستور کار قرار دارد. ولی در واقعیت کشاورزان آنقدر که در ابتدا به نظر میرسد از نوع این فناوریها استقبال نمیکنند. هر چند این پدیده را به جد در ایران مشاهده میکنیم ولی موضوع مختص کشور ما نیست و پدیدهای جهانی است. یک دلیل سرعت پایین به کارگیری فناوریهای جدید، پرهیز کشاورزان از ریسک و محافظت خود از اثرات ناشناخته فناوریهای جدید است. مطالعات رفتاری نشان میدهد که کشاورزان ترجیح میدهند که چند درصد بهبود بهرهوری یا بازده را فدا کنند و به تولید به روش سنتی و شناختهشده ادامه دهند، ولی در عوض فناوری به کار نگیرند که تجربه نشده است و ممکن است کل محصول آنها را بر باد دهد. گسترش بازارهای بیمه و مدیریت ریسک کشاورزی از عواملی است که به گسترش این فناوریها کمک میکند.
جالب است که حتی اگر کشاورزان قانع شوند که چنین فناوریهایی را به کار بگیرند، افزایش بهرهوری آب در بخش کشاورزی لزوما باعث نمیشود که آب مازاد به طبیعت برگردد. چرا که استفاده کنندگان قبلی - بر اساس رفتاری که به آن اثر ارتجاعی (Rebound Effect) میگوییم - راههای جدیدی برای خلق ارزش از آب آزاد شده ناشی از بهرهوری پیدا میکنند. نمونههایی از این رفتار که در واقعیت مشاهده میتواند شامل کاشت محصولات پرارزشتر (و آببرتر)٬ افزایش شدت کشت در واحد سطح٬ افزایش سطح زیر کشت٬ کاستن از کمآبیاری و افزایش دفعات آبیاری٬ و نهایتا استفاده از آب مازاد برای تغذیه مصنوعی چاهها و سفرهای نزدیک به زمین خود باشد. در واقع صرف افزایش بهرهوری آب در غیاب اعمال محدودیت روی مصرف کل آب در حوضه، بیش از آن که مصرف کل آب را کاهش دهد به بهبود وضعیت اقتصادی کشاورزان و خلق مازاد بیشتر در این بخش کمک میکند. بنابراین صرف افزایش بهرهوری آبیاری هم چاره نهایی کار نیست.
ماحصل بحث اینکه مدیریت مصرف آب در بخش کشاورزی موضوع چند وجهی و دارای پویاییهای پیچیده و گاه ناشناخته است. موضوعی که از تجربه جهانی میدانیم این است که یک ابزار یا یک روش به تنهایی نتوانسته مشکل این بخش را حل کند و سیاستگزار باید آماده به کارگیری ترکیبی از ابزارهای مختلف از جمله شکل دادن به بازار آب٬ تقویت تشکلهای منطقهای و تکیه بر سرمایه اجتماعی٬ استفاده از مکانیسمهای یادگیری اجتماعی٬ تعریف و تقویت حقوق مالکیت آب٬ منطقی کردن یارانههای انرژی در بخش کشاورزی٬ گسترش بازار مدیریت ریسک، حمایت از فناوریهای نوین و نهایتا تقویت نظارت و اعمال قانون در برداشت باشد تا همه این موارد در کنار هم منجر به نتیجه کارای شوند که در هم آن مصرف آب کاهش مییابد و هم زندگ کشاورزان با اختلالهای جدی مواجه نمیشود.
@hamedghoddusi کانال یک لیوان چای داغ٬ نوشتههای حامد قدوسی