در دانشگاه استیونس نیوجرسی اقتصاد درس میدهم. حوزه تخصصم اقتصاد خرد کاربردی، اقتصاد انرژی و منابع طبیعی، مدیریت ریسک و کنترل بهینه تصادفی است. به علوم انسانی هم علاقهمندم. مسایل توسعه و سیاستگذاری ایران را دنبال میکنم و گاهی چیزهایی مینویسم.
توهم سود جمعی در بازارهای جمع صفر، بخش پنجم
توهم سود جمعی در بازارهای جمع صفر، بخش پنجم
سوال: اگر ماجرا این طور که شما میگوید «جمع صفر» باشد و منافع اجتماعی خاصی نداشته باشد، چرا جلوی آن گرفته نمیشود؟
پاسخ: به صرف اینکه یک صنعت «مازاد اجتماعی» تولید نمیکند نمیشود جلوی آن را گرفت. دنیای کسب و کار مدرن پر از صنایعی هستند که بسیار شبیه به بازی جمع صفر هستند، از پلتفورمهای شرطبندی روی اسبسواری گرفته تا انواع فناوریهای جنگ تبلیغاتی بین شرکتها و البته اخیرا خرید و فروش با فرکانس بالا (HFT). ولی تا وقتی دلایل کافی برای ایجاد برونداد (Externality) منفی یا اخلال در کار دیگران نباشد، نمیشود کار یک صنعت را متوقف یا محدود کرد.
ساختار این صنایع بیشباهت به رفتار بازی زندانی* (Prisoner's Dilemma) نیست. یعنی اولین شرکتی که یک مزیت رقابتی ارائه میکند (مثلا یک تابلوی تبلیغاتی قوی در اختیار شرکتهای فروشنده پودر شوینده قرار میدهد) شرکتهای زیادی را جذب میکند چون به آنها در بازار رقابتی مزیت رقابتی میدهد. ولی بعد بقیه مشتریان برای عقب نماندن از قافله، به سراغ بقیه ارائهدهندگان آن خدمات میروند و مثلا هر کدام یک بیلبورد تبلیغاتی گرانقیمت میخرند. به دینامیک مساله که نگاه کنیم، دست آخر همه رقبا وارد به اصطلاح مسابقه تسلیحاتی (Arm Race) میشوند و وقتی همه وارد شدند دوباره موقعیت نسبی همه بازیگران به سرجای اولش بر میگردد (چون همه تولیدکنندگان پودر شوینده دارند تبلیغات میلیاردی تلویزیونی یا بیلبورد میکنند). با این تفاوت کلیدی که همه آنها مجبورند وارد این بازی شوند (یعنی سالیانه میلیاردها هزینه تبلیغات بدهند) چون اگر ندهند از بقیه عقب میافتند.
* به این خاطر بازی زندانی است که همه طرفین بازی هزینه میدهند، بدون اینکه نفع خالص جمعی جدیدی خلق شود. مثلا در اثر تبلیغات سنگین تلویزیونی برای خیلی کالاها، بازار این کالاها خیلی بزرگ نمیشود و فقط موقعیت بین شرکتها جا به جا میشود (به اصطلاح دزدیدن بازار از هم). حال فرض کنید همه شرکتهای یک صنعت (مثلا داروسازان) با هم توافق کنند که هیچ کدام تبلیغ رقابتی به نفع شرکت خود نکند و مثلا فقط تبلیغات دستهجمعی مشترک برای «معرفی» کالا و خدمات کل صنف خود انجام بدهند. در این حالت همه شرکتها میلیاردها تومان صرفهجویی کردهاند و بازی هم سرجای اول خود برگشته است. مشکل این است که در این توافقها همیشه یک نفر انگیزه دارد تا تخطی کند و وقتی بقیه دست از تبلیغ شستهاند دوباره دست به تبلیغ بزند. به این خاطر کل بازی ماهیت بازی زندانی دارد.
@hamed_ghoddusi تماس با نویسنده
@hamedghoddusi