بهینه‌سازی محلی، ناکارایی سراسری

بهینه‌سازی محلی، ناکارایی سراسری

داشتیم از جایی بر می‌گشتیم و طبق پیش‌بینی گوگل‌مپ قرار بود مسیر باز باشد ولی جایی در اتوبان در یک ترافیک سنگینی افتادیم که شاید نزدیک سی دقیقه به زمان سفر اضافه کرد. سر یک چراغ ترافیک اصلی اتوبان، عده‌ای از آتش‌نشانان یکی از شهرهای ریز سر راه چکمه‌های‌شان را دست گرفته بودند و از ماشین‌های پشت چراغ قرمز برای کمک به یک پروژه مفید محلی پول جمع می‌کردند.

در مورد جهت علیت نمی‌توان قاطعانه قضاوت کرد ولی مسیر سفر درست بعد از آن چراغ قرمز کاملا باز شد و با سرعت بقیه سفر را ادامه دادیم و چون ساختار جاده‌ هم قبل و بعد گره ترافیک تغییر خاصی نداشت می‌شد حدس زد که عامل ترافیک، همین کمپین پول جمع کردن - با کند کردن سرعت حرکت ماشین‌ها در زمان سبز شدن چراغ - بود. می‌دانیم که ترافیک سیستم پیچیده (Complex System) است و گاهی یک ضربه کوچک به یک گره می‌‌تواند باعث اختلالات جدی در زمان سفر شود.

نمی‌دانم دوستان آتش‌نشان آخر روز چه قدر پول جمع کردند، ولی اگر حدس من درست بوده باشد و عامل ترافیک آن‌ها بوده باشند ، هزاران هزار ماشینی -که اکثر پرسرنشین بودند و غروب یک روز شلوغ به منزل بر می‌گشتند- را نزدیک سی دقیقه معطل کردند. اگر هزینه فرصت زمان مسافران این ماشین‌‌ها را حساب کنیم شاید صدها برابر عایدی آن کمپین هزینه پنهان به جامعه تحمیل شده بود.

خلاصه این‌که گاهی یک کار خیر وقتی جای غلط سیستم قرار می‌گیرد، ده‌ها برابر هزینه جدید و مرده* جای دیگری تحمیل می کند. به زبان OR، گاهی بهینه‌سازی محلی یک جای سیستم ممکن است در کل باعث تحمیل هزینه‌های بسیار سنگین به کل سیستم شود.

*‌ هزینه مرده یعنی این: از دید اقتصادی پول کمک به آتش‌نشانی محلی فقط یک «بازتوزیع» از یک مصرف به مصرف دیگر است و در سطح کل جامعه ارزش جدیدی خلق نکرده (مثلا به جای این که صرف کمک به مدرسه شود صرف کمک به آتش‌نشانی شده است). ولی معطلی در ترافیک هزینه مرده‌ اضافه‌ و واقعی بوده که جایی منجر به خلق ارزش جدیدی نشده است و فقط منابع جامعه را هدر داده است. از این جهت مثلا با هزینه‌/زحمتی که باعث یک خروجی مفید جدید - مثل پاکسازی محیط‌زیست یا آموزش دادن بچه‌ها یا غذا دادن به سالمندان و الخ - می شود فرق دارد.

تماس با نویسنده @hamed_ghoddusi
@hamedghoddusi