کشکول چای داغ: هیولای کار

کشکول چای داغ: هیولای کار

محصول کار - خصوصا کار خلاقانه مثل نوشتن مقاله، طراحی نرم‌افزار، کشیدن تابلوی نقاشی، حل معادله ریاضی، ادبیات یا حتی آشپزی - گاهی کاملا پتانسیل این را دارد که به فرنکشتاینی تبدیل شود که تمام ذهن و جسم و احساسات خالق خود را در همه ساعت‌های زندگی - بیداری و خواب - تسخیر کند. در ابتدا خیال می‌کنی که تو سوار این ماجرا هستی و اوبژه و محصول کار را شکل می‌دهی، ولی یک جایی می‌رسد که خود محصول چنان گسترده می‌شود که خود به موجودیتی تمام‌‌عیار و مستقل تبدیل می‌شود. موجودیتی پیچیده که به خود می‌‌‌آیی و می‌بینی تماما در اسارت و خدمت او درآمده‌ای و حتی اگر بخواهی هم، خلاصی هم ازش نیست. اگر تلاش بیش‌تری برای تسریع در رهایی کنی، بیش‌‌تر پنجه‌هایش را باز می‌کند و جنبه‌هایدیگری را آشکار می‌کند و بیش‌تر در آن فرو می‌روی. دست آخر این محصول خلاقه است که تمام احساسات و کنش‌های انسان را در خدمت رشد و بسط خود می‌گیرد.

مثل همه هیالوهای دیگر باید یک جایی سخت با این هیولا جنگید تا بتوان تورش را پاره کرده و از سیطره‌اش بیرون آمد و دنیای اطراف را دید. تازه اگر خوش‌بخت بودی ممکن است بتوانی به زندگی عادی (یا در حقیقت به عرصه خلق فرنکشتاین‌های جدید و آغاز دوباره این چرخه) برگردی.

@hamed_ghoddusi تماس با نویسنده
@hamedghoddusi