مسوولیت و فروتنی

مسوولیت و فروتنی

جان کاکرین٬ استاد مشهور شیکاگو، در سال ۲۰۰۹ یادداشت بلندی نوشت و حمله سختی به سیاست‌های کینزی و مشخصا محرک‌های مالی (یعنی تلاش برای خروج اقتصاد از رکود از طریق گسترش مصرف دولتی، در مقابل محرک‌های پولی یعنی کاهش نرخ بهره) کرد. به قول او «از دهه ۱۹۶۰ به بعد کسی این مفاهیم را در دانش‌گاه درس نداده است».

قلب سیاست کینزی «ضریب تکاثری» است که می‌گوید اگر مصرف بخش دولتی (مثلا توسعه جاده‌ها) از طریق مالیات بیش‌تر یا اوراق قرضه گسترش پیدا کند نهایتا چه اثری روی مصرف بخش خصوصی خواهد گذاشت؟ اگر این ضریب بزرگ‌تر از یک باشد یعنی گسترش مصرف دولتی باعث رشد بخش خصوصی هم شده است: بودجه راه‌سازی دولت به کارگران پیمان‌کار رسیده و آن‌ها در رستوان‌های خصوصی بیش‌تر غذا خورده‌اند و باعث رونق آن‌ها شده‌اند و الخ و نهایتا خالص تولید بخش خصوصی از بودجه دولت منتفع شده است و در نتیجه اثر خالص روی کشور مثبت است. اگر «کم‌تر از یک و بزرگ‌تر از صفر» باشد یعنی بخش خصوصی تا حدی از گسترش دولت منتفع شده ولی از آن طرف چون جایش و منابعش توسط دولت تنگ شده اثر کلی گسترش دولت روی بخش خصوصی منفی بوده و خالص ماجرا روی تولید کل کشور خیلی بزرگ نیست (خصوصی و دولتی هم را خنثی کرده‌اند). اگر عدد ضریب منفی باشد یعنی یک واحد رشد بخش دولتی باعث لطمه‌ای بزرگ‌تر از آن به بخش خصوصی می‌شود و اثر خالص منفی روی اقتصاد کشور (خصوصا در بلندمدت) دارد.

پس سوال اساسی به این ترجمه می‌شود که این عدد چیست؟ ۱.۲ است یا ۰.۸ یا منفی ۰.۵؟ هر کدام از این اعداد منجر به توصیه سیاستی بسیار متفاوتی (خصوصا در دوره رکود) می‌شود. متاسفانه به دلایل مختلفی تخمین دقیق و علی این عدد مشکل است. ولی هر چه هست بازه تخمین‌های قابل اعتماد و جدی برای اقتصاد آمریکا که در سال‌های اخیر منتشر شده‌اند از یک عدد منفی تا یک عدد مثبت بزرگ‌تر از یک متفاوت است٬ یعنی هر کدام به یک سمت می‌کشند.

از همه این‌ها یک نتیجه می‌گیریم که در مورد موضوع بسیار پیچیده‌ای مثل اثر تکاثری ما هنوز خیلی نمی‌دانیم و باید بیش‌تر پژوهش کنیم. سوالی که مطرح است این است که اگر شما جای کاکرین باشید چه تصمیمی می‌گیرید؟ پاسخ این سوال آن‌قدر که به نظر می‌رسد ساده نیست: از یک طرف مجموعه زیادی از پژوهش‌هایی که او به آن‌ها تعلق دارد بی‌اثر بودن یا اثر منفی سیاست کینزی را نشان می‌دادند. در نتیجه شاید به عنوان یک اقتصاددان مسوول باید در مقابل چنین سیاست‌هایی هشدار می‌داد و موضع سخت می‌گرفت و اگر موضع نمی‌گرفت مسوول بود. از طرف دیگر تجربه سال‌های بعد و نتایج مطالعات بعدی نشان داد که سیاست‌های محرک مالی دقیقا به آن بیهودگی که کاکرین در ۲۰۰۹ گفته نبوده و به صورت پسینی جای اما و اگر در اظهار نظرش هست. از این زاویه احتیاط و فروتنی و برچسب نزدن و در مورد مکاتب رقیب قضاوت و اظهار نظر نکردن قاطعانه عاقلانه بود.

@hamedghoddusi کانال یک لیوان چای داغ٬ نوشته‌های حامد قدوسی