در دانشگاه استیونس نیوجرسی اقتصاد درس میدهم. حوزه تخصصم اقتصاد خرد کاربردی، اقتصاد انرژی و منابع طبیعی، مدیریت ریسک و کنترل بهینه تصادفی است. به علوم انسانی هم علاقهمندم. مسایل توسعه و سیاستگذاری ایران را دنبال میکنم و گاهی چیزهایی مینویسم.
در باب توهم «نقدینگی به مثابه منبع تولید»، اعتبارات فراوان و قیمت داراییها (بخش هشتم)

در باب توهم «نقدینگی به مثابه منبع تولید»، اعتبارات فراوان و قیمت داراییها (بخش هشتم)
می خواستم چند بخش بعدی مطلب را به بحث سیاست پولی، عرضه اعتبارات و قیمت داراییها (و حباب) اختصاص بدهم که کار برایم راحتتر شد. امیر صوفی (شیکاگو) و عاتف میان (پرینستون) پستی را در سایت Voxeu منتشر کردند که در دقیقا در همین راستا است. در نتیجه خلاصهای از نوشته آنان را این جا می گذارم و خواننده علاقهمند به مطالعه اصل پست یا اصل مقاله را دعوت می کنم که این جا را ببینید.
https://voxeu.org/article/credit-supply-and-housing-speculation
خلاصه چارچوب نظری این است که افراد زیادی نشان داده اند که افزایش اعتبارات آسان شانس تشکیل حباب داراییها را بیشتر می کند. ایده کلی این است که تعدادی افراد «خوشبین» (که باورشان از متوسط جامعه مثبتتر است) در جامعه هستند که به خاطر محدودیت نقدی قادر به مشارکت در بازار داراییها نیستند. اینها کسانی هستند که حاضرند باید داراییهای فعلی (طلا و ارز و مسکن و سهام و الخ) قیمت بالاتری بپردازند ولی نمیتوانند. حال وقتی حجم اعتبارات و وامها زیاد میشود و دسترسی به اعتبار آسان میشود، سهم این گروه در بازار داراییها بیشتر شده و چون باور آنان به بازار منتقل میشود، قیمتها متناسب با این باور جدید بروز شده و بالا میرود. با کمی سادهسازی میتوانید را این معادل همان بحث «افزایش اسمی در اثر سیلاب نقدینگی» تصور کنید که ما و بسیاری از همکاران دیگر در این ماهها در موردش نوشتهاند.
کاری که میان و صوفی در مقاله جدیدشان انجام میدهند، سنجش تجربی این فرض و نظریه است. آنها میبینند که در سال ۲۰۰۳ ناگهان بازار «داراییسازی اوراق رهنی خصوصی (PLS)» داغ میشود و به موسسات خصوصی در حوزه بانکداری سایه (Shadow Banking) اجازه میدهد تا حجم زیادی از وامهای مسکن آسان را اعطا کنند که قبل از آن نمیتوانستند. این دقیقا چیزی است که یک محقق جدی اقتصاد لازم دارد: شوک برونزا به یک متغیر کلیدی سیستم، بدون تغییرات اساسی و جدی در متغیرهای دیگر.
مقاله از این فرصت استفاده می کند و به شهرستانها (کانتی) بر اساس میزان گسترش وامهای سنتی و غیرسنتی (شبه-بانکی) مسکن نگاه میکند. مناطقی که پیش از این ماجرا، وام شبه-بانکی در آنها حضور قویتری داشته به صورت «برونزا» خیلی بیشتر در معرض این شوک مثبت قرار میگیرند (درست مثل آزمایشهای پزشکی که به افراد دارویی با دز مختلف می دهند تا گروه شاهد و گروه درمان داشته باشند). استفاده از معیار حضور قبل از شوک برای این است که دچار معضل درونزایی یا علیت معکوس در تحلیل آماری نشویم.
نتیجه هم این می شود که قیمت مسکن در مناطقی که در معرض دریافت وامهای آسان بودند، افت و خیز خیلی بیشتری را تجربه میکند. با گسترش اعتبارات قیمت مسکن اول خیلی بالا می رود و بعد با فرارسیدن رکود خیلی بیشتر پایین میافتد. برای خوانندگانی که تا الان تمایز بین «اعتبارات» و «محدودیتهای حقیقی یا بنیادی» را دنبال کردهاند این نتیجه باید ملموس باشد.
تماس با نویسنده @hamed_ghoddusi
@hamedghoddusi