در دانشگاه استیونس نیوجرسی اقتصاد درس میدهم. حوزه تخصصم اقتصاد خرد کاربردی، اقتصاد انرژی و منابع طبیعی، مدیریت ریسک و کنترل بهینه تصادفی است. به علوم انسانی هم علاقهمندم. مسایل توسعه و سیاستگذاری ایران را دنبال میکنم و گاهی چیزهایی مینویسم.
اندازه مقیاس در اقتصاد ایران٬ بخش سوم
اندازه مقیاس در اقتصاد ایران٬ بخش سوم
بر اساس شهودی که از مفهوم درآمد سرانه با معیار دلار رایج (۶۰۰۰ دلار) و قدرت خرید (۱۷۰۰۰ دلار) داریم میتوانیم نگاه دقیقتری به ارقام درآمد و مصرف سطح خانوار و دولت داشته باشیم.
متوسط درآمد خانوارهای شهری حدود ۳۸ تا ۴۰ میلیون در سال و خانوارهای روستایی حدود ۲۰ میلیون در سال است. ارقام حدودی است چون هنوز آمار بودجه خانوار امسال را نداریم و بر اساس نتایج سالهای قبل و نرخ تورم و رشد اقتصادی تخمین میزنیم.
بعد خانوار شهری در ایران نزدیک ۳.۴ و خانواده روستایی ۳.۷ است (به کوچک بودن/شدن شکاف بعد خانوار شهری و روستایی دقت کنید)٬ در نتیجه درآمد هر ساکن شهری ایران نزدیک ۱۱ میلیون تومان (نزدیک ۳۰۰۰ دلار) است. به خاطر بیاورید که درآمد سرانه با معیار دلار رایج حدود ۶۰۰۰ دلار بود. پس به طور سرانگشتی میبینیم که تقریبا نصف درآمد سرانه کشور به شکل «درآمد قابل تصرف خصوصی» فرد تخصیص پیدا میکند و تقریبا نصف دیگر در قالب مخارج دولت (خدمات دولتی) محقق میشود.
از گذشته، محققانی که روی موضوع درآمد/هزینه خانوارها در ایران کار میکنند به شکاف بین «درآمد» و «مخارج» اظهاری خانوادهها (که مبنای گزارش بودجه خانوار است) دقت میکنند. برای بسیاری از سالها میزان هزینه خانوادهها بیشتر از درآمد آنها است. این ممکن است در یک دوره ویژه (مثلا بحران) اقتصادی اتفاق بیفتد و افراد با قرض گرفتن از آینده مصرف فعلی خود را در سطح قبل حفظ کنند، ولی نمیتواند در طول سالهای متعدد به این شکل باشد. این مشاهده بسیاری از محققان را به این نتیجه رسانده بود که با توجه به نگرانی مردم از اعلام درآمد واقعی، «هزینه خانوار» معیار دقیقتری برای درآمد واقعی آنها است تا «درآمد» اظهار شده.
درآمد خانوادههای روستایی در ایران به طور سنتی چیزی حدود ۵۰-۶۰ درصد درآمد خانوارهای شهری است. این درست است که درآمدها در روستاها میتواند کمتر از شهر باشد، ولی این عدد نباید ما را در تخمین رفاه خانوارهای روستایی دچار اشتباه کند. باید به دو نکته متضاد دقت کنیم: از یک طرف، «هزینه» برخی از اقلام مثل مسکن و حمل و نقل و تا حدی انرژی در روستاها کمتر از شهرها است و در نتیجه قدرت خرید «درآمد» روستایی بالاتر است. از طرف دیگر خدمات دولتی و آموزشی و تفریحی دولتی طبعا در شهرها با کیفیت و کمیت بهتری ارائه میشوند و بهرهمندی روستاییان از آن بخش درآمد سرانه کمتر است.
برخی اعداد جالب توجه که به فهم پاراگراف قبل هم کمک میکنند:
۱) هزینه مسکن خانوار شهری نزدیک یک سوم درآمد آنها (حدود ۳۵ درصد) را به خود اختصاص میدهد.
۲) ۵۷ درصد خانوارهای روستایی و ۹۴ درصد خانوارهای شهری به گاز لولهکشی دسترسی دارند. تقریبا تمام خانوادههای شهری و رستایی به برق و اب لولهکشی دسترسی دارند.
۳) سهم هزینه بهداشت و درمان از هزینه کل برای خانوارهای شهری حدود ۶ و برای روستایی ۱۶ درصد است.
۴) ۹۵ درصد خانوارهای روستایی کشور صاحب تلویزیون رنگی، ۸۸ درصد صاحب موبایل و ۱۳ درصد صاحب رایانه هستند. ۵۰ درصد خانوارهای شهری رایانه و ۹۶ درصد موبایل دارند.
@hamed_ghoddusi تماس با نویسنده
@hamedghoddusi