در دانشگاه استیونس نیوجرسی اقتصاد درس میدهم. حوزه تخصصم اقتصاد خرد کاربردی، اقتصاد انرژی و منابع طبیعی، مدیریت ریسک و کنترل بهینه تصادفی است. به علوم انسانی هم علاقهمندم. مسایل توسعه و سیاستگذاری ایران را دنبال میکنم و گاهی چیزهایی مینویسم.
اندازه مقیاس در اقتصاد ایران، بخش دوم.. جایی اشتباه نشده؟
اندازه مقیاس در اقتصاد ایران، بخش دوم
پس از انتشار بخش اول مطلب تعدادی سوال و نقد از سوی خوانندگان گرامی مطرح شد.
۱) سوال: رشد کشورهای عربی به نظر خیلی کم میرسد٬ این در حالی است که کشورهای عربی ثروتمند خیلی زیاد هستند. جایی اشتباه نشده؟
پاسخ: نه اشتباهی نشده٬ این عدد متوسط کل کشورهای عرب است و اگر صرفا کشورهای عرب نفتی و ثروتمند را قرار می دادیم عدد رشد حتی میتوانست «کمتر» هم بشود. کشورهای نفتی «سطح» درآمد سرانه نسبتا بالایی دارند ولی به خاطر بهرهوری پایین اکثرا نرخ رشدهای بلندمدت اندک و حتی منفی دارند. همین مشاهده معماوار انگیزه اصلی برای طرح سوال و نهایتا خلق ادبیات «مصیبت منابع» شد که روی این بحث میکند که چرا کشورهای دارای منابع طبیعی (عمدتا نفت) علیرغم برخورداری از منابع ارزی و مالی فراوان در بلندمدت با نرخهای خیلی پایین رشد میکنند.
۲) سوال: تولید سرانه با معیار قدرت خرید (PPP) نزدیک هفده هزار دلار در سال نوشته شده که میشود حدود ۱۵۰۰ دلار یا نزدیک پنج میلیون تومان در ماه برای هر ایرانی! این با مشاهدات اصلا سازگار نیست.
پاسخ: مشاهده انتقادی جالبی است و کمک میکند که ما بقیه بحث را از همینجا ادامه بدهیم. در مورد ربط دادن «تولید ناخالص سرانه» به «درآمد و مصرف شهروندان» باید دو ملاحظه کلیدی را در نظر داشت:
۲-۱) بخشی از عدد تولید ناخالص سرانه مربوط به «درآمد/مصرف خصوصی» است و بخش بزرگی از آن میتواند در قالب «کالاهای عمومی» و خدماتی که دولت در کل جامعه دیده میشود (مثل ارتش و راهها و پلیس و مدرسه و نگهداری محیطزیست و امثال آن) مصرف شود. اینکه آیا «کیفیت» خدماتی که دولت ارائه میکند مطابق نیازها و سلیقه شهروندان است موضوع جداگانهای است ولی به هر حال به این تفکیک باید دقت کرد. به همین دلیل هم در خیلی از کشورهای ثروتمند (خصوصا کشورهای اروپایی)٬ میبینیم که مصرف خصوصی افراد خیلی کمتر از عدد درآمد سرانه است چون بخش مهمی از مصرف در قالب خدمات تولید شده توسط دولت است. البته چون دولت در این کشورها از محل مالیات تامین مالی میشود٬ باید عدد «حقوق قبل از مالیات» و «سود سرمایه قبل از مالیات» به عدد درآمد سرانه نزدیک باشد. در کشور ما چنین الزامی نیست٬ چون دولت یک منبع درآمد مستقل از طریق نفت هم دارد.
۲-۲) به درستی میشود که گفت که حتی اگر همه توضیحات بند قبل را لحاظ کنیم باز عدد «هفده هزار دلار» برای هر ایرانی خیلی دور از واقعیت به نظر میرسد. اینجا است که باید به مفهوم PPP دقت کنیم. بلی اگر بخواهیم فقط به ارزش ریالی درآمد/مصرف شهروندان ایرانی (بر اساس قیمتهای داخل ایران) نگاه کنیم باید به عدد درآمد سرانه برحسب دلار جاری نگاه کنیم که حدود ۶۰۰۰ دلار در سال است و با لحاظ کردن توضیح بند قبل عدد معقولی هم به نظر میرسد. کاری که روش PPP انجام میدهد ضرب کردن درآمد ظاهری در یک ضریب برای «همارزش کردن مصارف مشابه در کشورهای مختلف» است . هدف این است که بتوان معیار درستتری از مصرف واقعی شهروندان کشورهای مختلف به دست آورد. در واقعیت ارزش ریالی خیلی از خدماتی که در داخل ایران مصرف میشود ارزانتر از معادل آنها در کشورهای دیگر است. به این ترتیب اگر مصرف یک شهروند ایرانی را صرفا با «ریال» بیان کنیم٬ دچار خطای تخمین پاییندست شدهام. چند مثال که بزنم کاملا روشن میشود:
۱) قیمت یک نوار قلب یا آزمایش خون (بدون بیمه) در ایران ممکن است ۳۰-۴۰ هزار تومان باشد. همین خدمت (با همین کیفیت) در یک کشورها اروپایی یا آمریکایی ممکن است صدها یا حتی هزاران دلار هزینه داشته باشد.
۲) بلیط مترو تکسفره در تهران پروسعت حدود ۷۰۰ تومان (۲۰ سنت) است. همین بلیط در خیلی از شهرهای کوچکتر اروپایی بین ۲-۳ یورو (نزدیک ۱۰ هزار تومان) است.
۳) هزینه یک خدمت تاسیساتی کوچک (مثلا باز کردن در قفلشده یا لوله گرفته) در ایران ممکن است حدود صدهزار تومان باشد. همین خدمت در کشورهای دیگر ممکن است ۲۰۰-۳۰۰ دلار باشد.
در این مثال شهروندان دو کشور عملا یک خدمت/کالا را مصرف کردهاند (مثلا سفر با مترو یا باز کردن قفل در)٬ ولی در حسابهای ملی عدد ریالی خیلی متفاوتی برای آنها ثبت شده است. کاری که تبدیل PPP میکند این است که ارزش ریالی خدمات غیرقابلمبادله را منبسط میکند تا با بقیه کشورها قابل مقایسه شود.
حال اگر به عدد ۱۷۰۰۰ برگردیم٬ بلی متوسط «درآمد یا مصرف ریالی» یک شهروند متوسط ایرانی خیلی از این عدد دور است و در نگاه اول عجیب به نظر میرسد. ولی اگر میزان مصرف عینی و فیزیکی او را بگیریم (که هدف غایی درآمد سرانه سنجش این عدد است) و بپرسیم که در سطح متوسط بقیه کشورهای دنیا با چه درآمدی میشود به این سطح از مصرف فیزیکی رسید آن موقع به عدد ۱۷۰۰۰ دلار در سال میرسیم.
@hamed_ghoddusi تماس با نویسنده
@hamedghoddusi