در دانشگاه استیونس نیوجرسی اقتصاد درس میدهم. حوزه تخصصم اقتصاد خرد کاربردی، اقتصاد انرژی و منابع طبیعی، مدیریت ریسک و کنترل بهینه تصادفی است. به علوم انسانی هم علاقهمندم. مسایل توسعه و سیاستگذاری ایران را دنبال میکنم و گاهی چیزهایی مینویسم.
اندازه مقیاس در اقتصاد ایران، بخش اول
اندازه مقیاس در اقتصاد ایران، بخش اول
قول داده بودم که برخی اندازه مقیاسهای پایه در مورد اقتصاد ایران را بنویسم. نکته مهمی که همیشه باید در مورد تحلیلهای مبتنی بر «اندازه مقیاس» در نظر داشت این است که اعداد گاهی رند میشوند تا خواننده آنها را راحتتر به ذهن بسپارد. در نتیجه ممکن است که اعدادی که در پایین ذکر میشوند کاملا دقیق نباشند و هدف این نوشته هم ارائه آخرین و دقیقترین آمارهای اقتصاد ایران نیست. به عنوان مثال در سطح این بحث برای ما مهم نیست که آیا درآمد سرانه ایران دقیقا ۶۲۰۰ دلار است یا ۶۴۰۰. هدف این است که به خاطر داشته باشیم که این عدد هزار دلار یا بیست هزار دلار نیست.
ضمن این که اقتصاد ایران در ۶ سال گذشته در وضعیت ثبات قرار ندارد و برخی اعداد به خاطر شوکهایی مثل جهش نرخ ارز، رشد اقتصادی منفی، کاهش ناگهانی قیمت نفت و الخ از یک سال به سال دیگر تغییر ناگهانی میکنند. در نتیجه برای جلوگیری از اریب شدن نتایج به سمت یک سال خاص، در اینجا نوعی میانگین چند سال گذشته ارائه شده است.
موقع خواندن این اعداد در ذهن خود یک «حدود» (یا سرانگشتی) جلوی همه آنها قرار بدهید.
۱) درآمد سرانه کشور: شش هزار دلار در سال
۲) درآمد سرانه کشور با معیار قدرت خرید یا PPP (این معیاری است که قیمت خدمات و کالاهای داخلی کشورها را با نرخ ارز متفاوتی از قیمت بازار تبدیل میکند تا قدرت واقعی خرید بین کشورها قابل مقایسهتر باشد): حدود ۱۷۰۰۰ دلار (هفده هزار دلار)
جهت مقایسه: متوسط این عدد برای کل دنیا حدود ۱۶۰۰۰ دلار (کمابیش همارز اقتصاد ایران)، افغانستان ۲۰۰۰، ترکیه ۲۰۰۰۰، منطقه یورو حدود ۴۰۰۰۰ و چین حدود ۱۵۰۰۰ است. پایینترین اعداد مربوط به برخی کشورهای آفریقایی (مثلا لیبریا با حدود ۱۰۰۰ دلار) و بالاترین عدد متعلق به قطر با حدود ۱۴۰ هزار دلار در سال (به خاطر منابع بزرگ نفت و گاز و جمعیت اندک) است.
۳) کل تولید ناخالص داخلی کشور (اندازه اقتصاد ایران با نرخ دلار بازار): حدود ۵۰۰ میلیارد دلار
جهت مقایسه: این عدد برای کل دنیا حدود ۸۰ تریلیون (۱۶۰ برابر اقتصاد ایران)، ترکیه ۷۰۰، کل اتحادیه اروپا ۱۱.۵ تریلیون، چین ۱۱ تریلیون و آمریکا ۱۸ تریلیون دلار است. به این ترتیب سرانگشتی میبینیم که آمریکا حدود ۲۰٪ کل اقتصاد دنیا و چین حدود ۱۴٪ اقتصاد دنیا را دارد.
۴) رشد تولید ناخالص سرانه کشور (میانگین ده سال قبل): حدود ۲.۵ درصد
بر خلاف اعداد قبل که جنبه انتگرالی دارند و از یک سال به سال دیگر خیلی شدید تغییر نمیکنند٬ نرخ رشد حالت مشتق دارد و نمودار آن برای کشورهایی که اقتصاد کلان با ثبات ندارند خیلی متلاطم است. در نتیجه باید به میانگین بلندمدت آن نگاه کرد.
جهت مقایسه: متوسط این عدد برای کل دنیا حدود ۲.۵ درصد در سال، چین حدود ۱۰ درصد، ترکیه حدود ۲.۵ درصد، جهان عرب حدود ۲.۲ درصد و کل کشورهای با درآمد متوسط (کشورهای شبیه ما) حدود ۴.۵ درصد بوده است. این عدد آخر برای ما نگرانکننده است٬ چون به این معنی است که ایران در سال حدود ۲ درصد از بقیه کشورهای مشابه کندتر رشد میکند.
@hamed_ghoddusi تماس با نویسنده
@hamedghoddusi کانال یک لیوان چای داغ٬ نوشتههای حامد قدوسی