قیمت کالاهای مصرفی در طول زمان

قیمت کالاهای مصرفی در طول زمان

جایی بحث صنعت لباس شد و یادم افتاد که یکی از اولین درس‌های اقتصاد در عمل را از مشاهده قیمت شلوار و کفش در ایران گرفتم. اگر اعداد درست در خاطرم مانده باشد، در یک بازه نزدیک به ده سال (از حدود ۷۴ تا ۸۴)، قیمتی در بازه حدود ۸-۱۰ هزار تومان بابت شلوار جین و کتان و کفش راحتی کاری پرداخت می‌کردم. آن موقع برایم جالب بود که چه طور قیمت بسیاری از کالاها و خدمات در این مدت ده سال به مقدار قابل توجهی بالا رفته است (مثلا کرایه تاکسی از ۱۵ تومان در سال ۷۴ به ۲۰۰-۳۰۰ تومان رسیده بود) ولی قیمت پوشاک هر سال تقریبا همان است.

بعدتر که بیش‌تر با اقتصاد آشنا شدم فهمیدم دو نیروی اصلی پشت این ماجرا است: ۱) ثابت نگه داشتن نرخ ارز که باعث می‌شد قیمت ریالی اجناس وارداتی از این نوع تغییر زیادی نکند. ۲) پویایی تولید این محصولات در سطح جهانی و انتقال مراکز تولید به کشورهایی مثل چین و بنگلادش و ویتنام که باعث می‌شد قیمت دلاری آن‌‌ها در سطح جهانی در طول زمان حتی کاهشی باشد.

وقتی می‌پرسند چرا دولت نرخ ارز را زیاد نمی‌کند و به اصطلاح آن‌را واقعی* نمی‌کند به مورد شماره یک بحث بالا اشاره می‌کنیم تا پیچیدگی قضیه را (خصوصا از منظر اقتصاد سیاسی) برجسته کنیم: درست است که سیاست تثبیت نرخ ارز بر ضد رقابت‌پذیری تولیدکننده داخلی است**، ولی از طرف دیگر به مصرف‌کنننده (خصوصا مصرف‌کننده با درآمد محدود) امکان خرید کالاهایی از جنس کفش و لباس می‌دهد و لنگری بر ضد تورم کالاهای مصرفی است. این جنبه دوم را نباید در تحلیل هدف‌ها و انگیزه‌های دولت فراموش کرد.

* در جای دیگری بحث کرده‌ایم که مفهوم «نرخ واقعی ارز» در یک اقتصاد صادرکننده نفت خیلی خوش‌تعریف و راحت نیست و نیاز به فروض زیادی روی تابع هدف سیاست‌گذار دارد.

** می‌شود در یک تحلیل تعادل عمومی بحث کرد که همین مصرف‌کننده نهایتا «کارکن» همان بنگاه‌های داخلی است و نهایتا او هم متضرر می‌شود ولی این موضوع نیاز به تحلیل دقیق‌تر دارد.

@hamed_ghoddusi تماس با نویسنده
@hamedghoddusi