در دانشگاه استیونس نیوجرسی اقتصاد درس میدهم. حوزه تخصصم اقتصاد خرد کاربردی، اقتصاد انرژی و منابع طبیعی، مدیریت ریسک و کنترل بهینه تصادفی است. به علوم انسانی هم علاقهمندم. مسایل توسعه و سیاستگذاری ایران را دنبال میکنم و گاهی چیزهایی مینویسم.
پاراداکس مدیران بازنشسته در بخش دولتی٬ قسمت اول
پاراداکس مدیران بازنشسته در بخش دولتی٬ قسمت اول
به کارگیری افراد بازنشسته در سمتهای مدیریتی و فنی دولتی یک موضوع حلنشده برای دولتها است که معمولا با راهحلهای مسکنوار رفع شده و حل ریشهای آن به تعویق افتاده است.
طبق قاعده رایج در دنیا، افراد باید بعد از سالهای مشخصی از خدمت دولتی این بخش را ترک کنند تا فضا برای افراد جوانتر باز شود و گردش دائمی از استعدادها و فرصتها در جریان باشد. پس چرا این منطق ساده در نظام اداری ایران عمل نکرده و الان بحرانآفرین شده است و دولت مجبور است مرتبا دست به راهحلهای کوتاهمدتی مثل صدور مجوزهای موردی بزند؟
نگاهی به توزیع سنی و تجربی مدیران اداری در ایران کمی به درک ریشههای بحران کمک میکند. پس از انقلاب به دلایلی که همه میدانیم مدیریت نظام اداری از افراد باتجربه خالی شد و افراد جوان بیتجربه یا با تجربه کم (و طبعا بدون گزینش و آموزش کافی) ناگهان وارد سمتهای مدیریتی شدند و به جای اینکه فقط بخشی از کارراهه خود (مثلا ۲۰٪ آخر آن) را در این سطح فعالیت کنند عملا بیش از ۳۰ سال است که از ابتدا تا به آخر همیشه مدیر بودهاند و تقریبا هیچ وقت در سمت یک کارشناس فعالیت نکردهاند. این وضعیت باعث شده تا به جای یک توزیع پیوسته از جریان نیروها در بخش اداری - که همیشه درصدی از افراد مسنتر در آن بازنشسته شده و درصد دیگری از جوانترها بالاتر آمده و جایگزین میشوند -، با نوعی گسستگی و «گرفتگی لوله» حول مدیران متولد دهه ۳۰ مواجه باشیم.
عبارت «گرفتگی لوله» را به این خاطر به کار میبرم چون به خاطر اشغال همه سطوح مدیریتی توسط نسل اول، نسلهای بعد مجبور شدند در سایه آنها و به طور مداوم در سطوح پایینتر کار کنند. در نتیجه (و البته در کنار سایر محدودیتهای تحمیل شده برای جذب نیروی مدیریتی در بخش دولتی) فرصتهای ممکن برای طیکردن تدریجی پلههای مدیریتی و تربیت انبوهی از مدیران استراتژیک از نسلهای بعدی کمتر شد. طبعا مثل هر پدیده اجتماعی دیگری صحبت از «کمشدن فرصتها» در مقایسه با وضع ایدهآل میکنیم و قطعا این طرف و آن طرف استثناهایی پیدا خواهد شد.
این توده مدیریتی داخل لوله اداری الان به انتهای مسیر رسیده است و مجبور است که دیر یا زود نظام اداری را ترک کند. ولی خالی شدن لوله از این توده پرتجربه (ولی نه لزوما کارآمد در شرایط جدید) به ناگهان «میانگین تجربه موثر مدیریتی» داخل سیستم را سالها کاهش خواهد داد. این همان بحرانی است که دولت با آن مواجه است و مجبور است به صورت کجدار و مریز با حلقه بسته و محدودی از مدیران سالخورده نسل اول کار را پیش ببرد تا شاید فرجی حاصل شود.
@hamedghoddusi کانال یک لیوان چای داغ٬ نوشتههای حامد قدوسی