توضیحی در مورد یادداشت خانم میرهادی

توضیحی در مورد یادداشت خانم میرهادی

چند روز پیش و پس از دیدن اکران آن‌لاین «توران خانم» روی سایت هاشور علاقه‌مند شدم در مورد فرزندان دیگر خانم میرهادی بیش‌تر بدانم (فرزند ارشدشان که ریاضی‌دان و استاد دانش‌گاه بوستون هستند را کمابیش از نزدیک می‌شناسم). در اینترنت به مطلبی برخوردم که بخشی از آن برایم جالب بود و روی کانال گذاشتم.

امروز توضیحی از یکی از دوستان آقای میرفخرایی به این شرح دریافت کردم: «این روزها دستخطی از خانم میرهادی خطاب به دامادشان ،آقای مهندس علی میرفخرایی،در فضای مجازی دست به دست می چرخد. برخی از دوستان و عزیزان،از صحت و سقم این یادداشت می پرسند. روشن است که این یادداشت خصوصی،فقط در اختیار دوست ارجمند جناب آقای مهندس میرفخرایی، قرار داشته است و خود ایشان برای بیان جلوه ای دیگر از مردم دوستی و نشان دادن شخصیت والای انسانی خانم میرهادی در اختیار فردی قرار داده است؛ اما توضیح ناقص و غیرواقعی ،به تحریف این رویداد، انجامیده است. همان طور که در مصاحبهٔ بالا مشاهده می شود،این امر صحت ندارد.»

قاعدتا اشاره به مطلب این کانال بر می‌گردد چون نقطه شروع آن مطلب احتمالا این‌جا بوده است. متن فشرده زیرعکس (در حدی که تلگرام اجازه می‌دهد) از متن این مصاحبه خود آقای میرفخرایی برداشته شده است: «آقای میرفخرایی نوشته‌ای را روی یک کاغذ کوچک به من نشان می‌دهد که از عمر آن 17 سال می‌گذرد و متن آن به این شرح است (عکس مطلب قبلی). داستان این یادداشت را می‌پرسم و می‌گوید:«وقتی در سال 2001 برج‌های آمریکا را زدند و یک تحریم بین‌المللی اتفاق افتاد، پول‌هایی سرگردان راهی ایران شد. من در شمال به کار ویلاسازی مشغول بودم. در مازندران قیمت زمین بالا رفت. همه از خارج پول‌هایشان را می‌آوردند به ایران تا مصادره نشود و مجبور بودند اینجا ملک بخرند. از طرفی در گیلان هم واردات بی‌رویه چای اتفاق افتاد. تمام زمین‌ها و باغ‌های چای از بین رفته بود و دیگر چای ایرانی خریدار نداشت. یک روز که من راهی شمال بودم تا به واسطه چند زمین چایکاری با موقعیت بسیار خوب، سود اقتصادی کم‌نظیری را به دست بیاورم با این یادداشت از توران خانم مواجه شدم که روی میز صبحانه گذاشته بود. از آن روز به بعد من هیچ زمینی نخریدم و مسیر کاری‌ام را عوض کردم»

منبع عکس و مصاحبه:
https://www.khabaronline.ir/detail/784116/culture/
cinema

تماس با نویسنده @hamed_ghoddusi
@hamedghoddusi