🔗موازنه‌سازی علیه اژدهای زرد.. آمریکا می‌خواهد از طریق هند، چین را مهار کند

🔗موازنه‌سازی علیه اژدهای زرد

آمریکا می‌خواهد از طریق هند،چین را مهار کند

بخش اول


آناهیتا پولاد: این هفته هند هفتادمین سالگرد استقلالش را همزمان با موقعیت تازه‌اش به‌عنوان یک قدرت بزرگ جشن می‌گیرد. هند کشوری متکثر، تاثیر‌پذیر و در معادلات جهانی تعیین‌کننده است و مردمش از هرسو تحت‌تاثیر محرک‌های گوناگون قرار دارند. اما هند به چه نوع قدرتی تبدیل خواهد شد؟ پاسخ به این سه پرسش، نه تنها نقش هند در دنیا را مشخص خواهد کرد،‌ بلکه ماهیت سیاست‌‌ورزی ابرقدرت‌ها در قرن بیست‌‌ویکم را نیز آشکار خواهد ساخت.



1- آیا هند ظرفیت‌های جمعیت‌شناختی‌اش را به رشد اقتصادی بدل خواهد کرد؟

جمعیت هند 3/ 1 میلیارد نفر است و پیش‌بینی می‌شود در دهه آینده با رسیدن به مرز 7/ 1 میلیارد نفر، چین را نیز پشت سر بگذارد. هند در مقایسه با چین جمعیت جوان بیشتر و سالخوردگان کمتری دارد. با افزایش سن کسانی که تحت سیاست تک‌فرزندی در چین به دنیا آمده‌اند، این شکاف بیشتر خواهد شد. تا سال 2050 یک‌چهارم جمعیت چین بالای 65 سال خواهند بود؛ درحالی‌که این نسبت در هند، کمتر از یک هشتم خواهد بود. اما این اعداد خام با اطلاعات بهره‌وری همسو نیستند. امروزه چین، به ازای هر نفر، دو برابر ثروتمندتر از هند است. جمعیت آماده به‌کار هند در ایالت‌هایی افزایش می‌یابد که از نظر اداره کشور در بدترین شرایط هستند. در نتیجه فرصت چندانی برای این جمعیت آماده به‌کار فراهم نمی‌شود. اقتصاد درحال توسعه هند، فاقد بسیاری از زیرساخت‌های فیزیکی و اداری است. این زیرساخت‌ها برای اشتغال جوانان مورد نیاز هستند. لان پریچت، اقتصاددان می‌گوید: «در قریب به اتفاق تمامی خدمات روزمره نظیر نیروی پلیس، جمع‌آوری مالیات، آموزش، سلامت، برق، آب و هر نوع خدمات دیگر، غیبت مکرر از محل خدمت، بی‌تفاوتی، بی‌کفایتی و فساد وجود دارد.» حتی با وجود کاهش فقر مطلق از 45 درصد در سال 93 به 23 درصد در سال 2011، هند با معضل سوءتغذیه کودکان به‌صورت گسترده دست به گریبان است.

هند بخش تولیدی بزرگی برای جذب کارگران غیرماهر ساکن حاشیه شهرها ندارد. تجربه اقتصاد صادرات محور چین، دیگر تکرارپذیر به‌نظر نمی‌رسد و مشخص نیست که آیا هند می‌تواند مستقیما از اقتصاد کشاورزی به‌سوی اقتصاد خدماتی جهش کند یا خیر؟

بسیاری از ناظران بر این باورند که ایالات متحده و چین دو قطب نظم آینده جهانی خواهند بود. اگر هند بخواهد در کنار این دو جایگاهی بیابد، رشد اقتصادی‌اش در 20 سال آینده باید همانند رشدی باشد که چین در20 سال اخیر تجربه کرده است.

2- آیا هند همزمان با موفقیت‌هایش،‌ بر همکاری‌هایش نیز خواهد افزود؟

هند در روابطش با پاکستان از زمان استقلال دو کشور در سال 1947، درگیر مشکلاتی بوده است. این دو کشور تاکنون 4 بار وارد جنگ شده‌اند. رابطه هند با چین بهتر است؛ اما آن هم بی‌مشکل نیست. دو کشور هنوز درگیر مناقشات ارضی هستند که در سال 1962 به جنگ انجامید. در تابستان امسال مناقشات منطقه بوتان دوباره اوج گرفت. درگیری‌هایی از این دست، کشور را از تمرکز بر توسعه باز‌می‌دارد. در برخی موارد، نوسازی اقتصادی به میانه‌روی بین‌المللی منجر می‌شود. مانموهان سینگ که در فاصله سال‌های 2004 تا 2014 نخست‌وزیر هند بود، می‌گوید مشکلات هند عموما داخلی هستند و صلح با همسایگان موجب پیشبرد موفقیت هند خواهد شد. او فرآیند صلح جاه‌طلبانه‌ای با پاکستان در پیش گرفت و هنگامی که یک گروه تروریستی پاکستانی در دسامبر 2008 به بمبئی حمله کرد، از انجام اقدامات تلافی‌جویانه خودداری کرد. اقدامات سینگ توسط سونیل داسگوپتا و استفان کوهن، کارشناسان علوم سیاسی، به‌عنوان فرهنگ «شکیبایی» شناخته می‌شود و جزئی از «خودداری راهبردی» است. این خودداری در حقیقت «مقاومت در برابر اعمال خشونت» را ترویج می‌کند؛ اما پاول استنیلند و ویپین نرنگ، دیگر کارشناسان علوم سیاسی،‌ ‌روایت دیگری دارند: رای‌دهندگان هندی نسبت به سیاست خارجی حساسیت چندانی ندارند و توجهشان به مسائل داخلی معطوف است. بنابراین رهبران هند می‌توانند بدون هراس از واکنش مردم در پای صندوق‌های رای، در عرصه سیاست خارجی دست به اشتباه بزنند. این موضوع به آنها آزادی عمل بیشتری می‌دهد تا در بحران‌هایی که واکنش نظامی را به‌ دور از احتیاط می‌بینند، مصالحه کنند.

بخش دوم در کانال ژئوپولیتیک ایرانی
@irgeopolitics