🔗چرا ایران به راه اتحاد جماهیر شوروی نخواهد رفت؟ / شیرین هانتر.. بخش دوم

🔗چرا ایران به راه اتحاد جماهیر شوروی نخواهد رفت؟/ شیرین هانتر

بخش دوم

پس از اینکه اسکندر ایران را فتح کرد یونانیان و بعدها غربی‌ها به ایران با عنوان پرشیا اشاره کردند. هرچند ایران، برای ایرانیان همیشه دور از پرشیا و پارس‌ها بود. ساسانیان (٢۵۰-۶۵١) پس از میلاد به کشور با عنوان «ایرانشهر» اشاره می‌کردند.

حتی در زمان قاجار(١٩٢۵ تا ١٧٨۵) ایرانیان کشور خود را با نام ایران می‌خواندند. برخلاف یک باور در ایالات متحده رضاشاه پهلوی نام ایران را از پرشیا به ایران تغییر نداد او فقط بر این نکته پافشاری کرد که دولت‌های خارجی ایران را به نام درست آن و نه پرشیا (پارس) که فقط نام یک استان در ایران است بخوانند.

در ایران کنونی کردها، لرها، بلوچ‌ها مردمان ایرانی هستند. در آذربایجان با وجود ترکی شدن زبان ، درصد خون نژاد ترکی در بین مردم آذربایجان بیش از میزان آن در میانگین ایرانی ها نیست.

زبان‌های کردی و بلوچی زبان‌های ایرانی هستند. کردی عملا نسبت به فارسی ای که امروزه در تهران بدان سخن گفته می‌شود به پارسی پیش از حمله‌ی اعراب نزدیک‌تر است.

منطقه‌ی سیستان و بلوچستان جایی که بسیاری می‌خواهند جوانه زدن جنبش‌های تجزیه طلبانه را از آنجا ببینند، از مکان‌های بسیار مهم تجدید ملیت ایرانی پس از تاخت و تاز اعراب است.

«رستم» هرکولِ افسانه‌ای ایرانیان و قهرمان شاهنامه، حماسه‌ی ملی زبان فارسی از سیستان بود. اخیرا یک نوزایی در شاهنامه خوانی در منطقه و در جاهای دیگر ایران رخ داده‌است. فرهنگ و حافظه‌ی تاریخی کُردی با اختصاص دادن آن به «کاوه» آغاز می‌شود. کسی که پادشاهی مشروع ایران را در زمان هخامنشیان بازگرداند و پرچم او «درفش کاویان» (پرچم پادشاهان) مبنای تاریخ و حافظه‌ی تاریخی ایرانیان است. کردها حتی اگر بخواهند، نمی‌توانند از میراث ایرانیان بدون تهی کردن گسترده‌ی خودشان فرار کنند.

ایران به عنوان یک ملت فرهنگی و تاریخی

دلیل دیگر برای استدلال علیه تجزیه‌ی ایران، مطمئنا در عدم وجود یک حمله‌ی نظامی گسترده، این است که ایران بیشتر از آنکه یک کشور بر مبنای قومیت باشد، یک کشور تاریخی و فرهنگی است. آنچه که ایرانیان را متحد می‌کند «قومیت» نیست بلکه تاریخ، فرهنگ و یک مذهب گسترده‌ی مشترک است. در واقع با اینکه ایران فاتحان و کشورگشایان بسیاری داشته، حفظ شدن مرزهای این کشور چه کوچکتر و چه گسترده‌تر از مرزهای پیشینِ تاریخی، چیزی کمتر از یک معجزه نیست، این فرهنگ و سنت‌ها، بجای محو شدن بوسیله‌ی مهاجمانش، فاتحانش‌ را اغواء و مستحیل (هضم) کرده‌است.

بهترین نمونه برای ذات «اغواگر» فرهنگ ایرانیها را می‌توان در «مغول‌های هندو» و تا حدی در امپراتوری عثمانی دید.

اتحاد شوروی هرگز این اندازه جذاب و دارای فرهنگ فراگیر نبوده‌است. پروژه‌ی ساختن یک Homo sovieticus (انسان شورویایی) به شکل فجیعی شکست خورد. به علاوه اقلیت‌های ایرانی جذب کننده‌ی دیگری ندارند. یک دولت کُردی هنوز یک سراب است. برای کردها پیوستن به ترکیه یا عراق جذاب نیست، برای آذری‌های ایران زندگی تحت لوای الهام علیف رئیس جمهور جمهوری آذربایجان یا رجب طیب اردوغان رئیس جمهور ترکیه خوشایند نخواهد بود. بلوچ‌های پاکستان وضعیت بسیار بدتری نسبت به بلوچ‌های ایران دارند.

بعلاوه کشمکش‌های داخلی در مناطقی مانند افغانستان ، عراق، سوریه، لیبی و یمن – تنها چند مورد ذکر شده - یک یادآوری جدی برای همه‌ی ایرانیان است که آنها باید از موقعیت مشابه دوری کنند.

بطور خلاصه بنظر می‌رسد در یک دید هوشیارانه یادآوری می‌کند که باقیماندن در ایران بهترین بخت برای همه‌ی شهروندان است.

نظر به این واقعیت‌ها، بهترین گزینه برای ایالات متحده تلاش برای پیش بردن تغییر مثبت در ایران از راه تعامل سازنده شامل حوزه‌ی اقتصادی، بیش از دنبال کردن تغییر رژیم بوسیله‌ی زور یا حتی تجزیه‌ی کشور است. در واقع این اقدام توسل به زور می‌تواند یک راه مطمئن برای تضمین این باشد که عملا همه‌ی ایرانیان برای حفظ یکپارچگی سرزمینی کشورشان کنار هم می‌مانند ، آمریکا در دهه‌ی ١٩٩۰ تعاملات سازنده را انتخاب کرد، ایران امروزه خیلی متفاوت است و به احتمال زیاد از روابط غیر خصمانه با ایالات متحده لذت خواهد برد.

درباره‌‌ی نویسنده :

شیرین (طهماسبی) هانتر متولد تبریز، استاد پژوهشگر در بخش خارجی دانشگاه جرج‌تاون است. آخرین اثر منتشر شده‌ی او: خدا در کنار ما : مذهب، سیاست خارجی و امور بین الملل. _(رومان و لیتل فیلد ، دسامبر ٢۰١۶)

منبع: روزنامه ستاره صبح

بخش اول در کانال ژئوپولیتیک ایرانی
@irgeopolitics