به اقتدار جهانی ایران میاندیشیم ارتباط با ما: هاشم منفرد @irgeopoliticsmail [email protected] انسانی کتاب: مرجع تخصصی کتب علوم انسانی ensaniketab.ir سایت ما: www.irgeopolitics.com
مؤلفههای تاثیرگذار بر خیزش بحران در افغانستان.. محمدتقی جهانبخش
مؤلفههای تاثیرگذار بر خیزش بحران در افغانستان
محمدتقی جهانبخش
افغانستان در ماههای اخیر به شکل کمسابقهای درگیر کشاکشهایی شده است که آثار آن در ابعاد مختلف قابلتوجه است. در سطح داخلی تضعیف حکومت وحدت ملی، تقویت شکافهای قومی، تشدید رقابتهای سیاسی، از میان رفتن یا کم اثر شدن تلاشهای توسعهای و البته تقویت مواضع نیروهای افراطگرا قابل مشاهده است. پیامدهای منطقهای گسترش بحران در افغانستان عمدتاً در قالب تشدید رقابت بازیگران منطقهای ازجمله هند، پاکستان، عربستان سعودی و ترکیه درراستای گسترش نفوذ در طبقات مختلف و نیز سهیم شدن در روندهای سیاسی افغانستان است. در سطح کلان نیز میتوان به تشدید رقابتهای سیستمی میان بازیگرانی ازجمله ایالاتمتحده، روسیه، چین و تا حدودی اتحادیه اروپا اشاره کرد. رقابتهایی که بیتردید «بازی بزرگ» جدیدی میان بازیگران قدرتمند نظام بینالملل شکل داده است. بدیهی است که این پیامدها معلول عواملی هستند که توجه به آنها میتواند دامنه بحران را محدود نموده و به مدیریت آن کمک نماید.
یکی از مهمترین مؤلفهها، ضعف دولتسازی و فقدان ملتسازی در افغانستان است. هرچند طی سالهای پس از حادثه یازده سپتامبر پیشرفتهای خوبی درزمینه دولتسازی در افغانستان صورت گرفته، بااینحال، این فرآیند نتوانسته است به وضعیت غیرقابل بازگشتی برسد. این ضعف در کنار بیتوجهی به ملتسازی در افغانستان و حتی گذراندن برخی قوانین رسمی که به شکل غیرمستقیم قومگرایی را بازتولید میکند، آسیب مهمی برای افغانستان محسوب میشود.
دومین مؤلفه ضعف دولت مرکزی و حکومت وحدت ملی است. این حکومت که نتیجه یک تفاهم سیاسی میان دو رقیب انتخابات ریاست جمهوری افغانستان است، با وساطت جان کری، وزیر خارجه وقت آمریکا تشکیل شد. وجود رئیسجمهوری و رئیس اجرایی حکومت از دو قومیت با منافع متفاوت و گاه متضاد، از همان آغاز آشکار بود. هرچند در آن زمان این تفاهم توانست مانع از گسترش درگیریهای قومی و سیاسی شود، بااینحال طولانی شدن دوره انتقالی، بهتدریج اختلافات عمیق میان دو جریان را آشکار و رقابتهای قومی و جریانی را تشدید کرده است.
سوم، عدم برگزاری انتخابات پارلمانی در افغانستان و نیز طولانی شدن دوره حکومت وحدت ملی است. توافق صورت گرفته برای تشکیل حکومت وحدت ملی موکول به مهیاکردن مقدمات برگزاری انتخابات ریاستجمهوری با سازکار جدید بود که این مسئله به دلایل مختلف ازجمله رقابتهای دو جریان و برخی سوءتفاهمهای سیاسی تاکنون به تأخیر افتاده است، علاوهبراین دوره قانونی پارلمان افغانستان ماههاست به اتمام رسیده و انتخاباتی برگزار نشده و برخی نمایندگان در جلسات مجلس شرکت نمیکنند. ازاینروست که مشروعیت قوای اجرایی و تقنینی افغانستان در کمترین سطح طی سالهای گذشته قرار گرفته و کارآمدی آن نیز به نحو محسوسی کاهش یافته است. این وضعیت، شرایط مناسبی برای گسترش اقدامات گریز از مرکز را فراهم نموده است.
چهارم، احساس ضعف پاکستان در مسئله افغانستان است. در ماههای اخیر و مشخصاً از برگزاری نشست سران ناتو در ورشو در سال گذشته، دولت افغانستان بدون رعایت ملاحظات معمول، پاکستان را بهعنوان مسبب شرایط امنیتی نامناسب افغانستان معرفی و خواستار اعمال فشار بر این کشور شد و این مسئله تاکنون در دستور کار مقامات افغان قرار داشته است. فشارهای بینالمللی به دولت نواز شریف در کنار رقابتهای تشدید یافته با هند و البته مشکلات داخلی، ابتکار عمل را از پاکستان گرفته است. به این مسئله باید اتخاذ رویکردهای مستقلتر توسط گروه طالبان را اضافه کرد. طالبان در ماههای اخیر تلاشهای دیپلماتیک گستردهای را برای گشودن مسیرهای مذاکره با برخی دولتهای منطقه گشوده است. فضای به وجود آمده پسازاین اقدامات امکانات بیشتری برای حرکت به سمت اتخاذ رویههای مستقل را در اختیار بخشهای مهمی از گروه طالبان و متحدان این گروه قرار داده است. ازاینروست که طالبان با فراغ بال بیشتری به پیگیری اهداف نظامی خود و پرهیز از اقدامات تروریستی پرداخته و در عوض براساس برخی گزارشها، پیوندها میان برخی جریانات افراطگرای پاکستانی که متکی به حمایتهای دولتی ازسوی برخی بازیگران منطقهای هستند، تقویت شده است. همچنین با توجه به قرائن موجود، ازجمله در عملیات تروریستی اخیر در کابل و هرات که داعش مسئولیت آن را پذیرفته است، ازاینپس احتمالاً بار دهشتافکنی در افغانستان را داعش و مجموعه گروه وابسته به دوش خواهند گرفت.
بخش دوم در کانال ژئوپولیتیک ایرانی
@irgeopolitics