نسخه تبدیل فاسدترین کشوردنیا به سرزمین شفافیت وسلامت.. بخش دوم

نسخه تبدیل فاسدترین کشوردنیا به سرزمین شفافیت وسلامت

بخش دوم

بسیاری از شرکت‌های محلی که تحت پرچم شوروی فعالیت می‌کردند بعد از استقلال در مالکیت دولت سرگردان شده بودند. بدون سیستم مالیاتی جامعدولت مجبور به چاپ پول شد که خود زمینه را برای ابر تورم‌های پیاپی فراهم کرده بود. به‌دلیل شوک سمت عرضه و کنترل‌های قیمتی، عرضه سوخت، مواد غذایی و بسیاری از کالاها و خدمات کم شده بود. سیاست‌های کنترلی و دستوری سنگین خود زمینه را برای گسترش رانت و فساد در اقتصاد ایجاد کرده بود. رانتی که منشا آن از دولتمردان و سیاست‌گذاران این کشور نشات می‌گرفت. در سال ۲۰۰۳ بعد از ۱۵ سال جنگ داخلی، اصلاحات گسترده در همه زمینه‌های اقتصادی صورت گرفت و اقتصاد این کشور به مسیر رشد پایدار برگشت. در ۱۵ سال قبل از آن، گرجستان دو مسیر را برای خود ترسیم کرده بود: یا اینکه دولت وقت بدون انقلاب و جهش سیاسی از مقاومت در مقابل اصلاحات دست می‌کشید و اصلاحات را بدون تحمیل هزینه سیاسی آغاز می‌کرد یا هم اینکهدولت تا حدی جلوی آغاز اصلاحات مقاومت کند که شیفت سیاسی اتفاق بیفتد و انقلاب زمینه را برای اصلاحات فراهم آورد. اگر چه در نهایت بدون «شیفت سیاسی» اصلاحات صورت نگرفت، اما سوالی که همواره ذهن اقتصاددانان را مشغول کرده بود این بود که چه مجموعه عواملی باعث می‌شد تا سیاست‌گذار در مقابل اصلاحات مقاومت نشان دهد؟

چرا سیاست‌گذار از اصلاحات فرار می‌کند؟

در پاسخ به اینکه چرا سیاستمداران گرجستانی ۱۵ سال فضای رانت و فساد را تجربه کردند اما زیر بار اصلاحات نرفتند، اقتصاددانان مطالعات زیادی انجام داده‌اند. در‌حالی‌که دنیا به این نتیجه رسیده که رویکردهایی مانند «تجارت آزاد»، «اقتصاد رقابتی»، «حفظحقوق مالکیت» در مقابل رویکردهای آلترناتیو ارجیحت دارند، اما چرا سیاست‌گذاران تن به این رویکردها نمی‌دهند؟ اگر منافع جامعه تابعی از تصمیم سیاست‌گذار درخصوص این رویکردهاست چه تحلیل ذهنی مقاومت سیاست‌گذار درخصوص اصلاحات را توجیه می‌کند؟ آیا مقاومت در برابر اصلاحات منافع انتظاری برای سیاست‌گذار دارد؟ خروجی نهایی مطالعات صورت گرفته درخصوص چرایی مقاومت سیاست‌گذار در مقابل اصلاحات را می‌توان در مساله «تضاد منافع» جست. به‌طوری‌که سیاست‌گذار هنگامی که پیشنهاد اصلاحات را از سوی اقتصاددان دریافت می‌کند به دو دسته تحلیل ذهنی «کوتاه‌مدت» و «بلندمدت» اتکا می‌کند. دو دسته تحلیل‌ مذکور دقیقا خروجی معکوسی به سیاست‌گذار می‌دهد. به‌طوری‌که خروجی تحلیل کوتاه‌مدت «مقاومت» و خروجی تحلیل بلندمدت «از سرگیری» اصلاحات است. در مقیاس کوتاه‌مدت، سیاست‌گذار دوره چندساله خود را مشاهده کرده و تحلیل هزینه-فایده اصلاحات را صورت می‌دهد. سیاست‌گذار به این نتیجه می‌رسد که اگر در دوره فعلی اصلاحات صورت گیرد هزینه آن مانند ریاضت اقتصادی و فشار اجتماعی و کاهش مقیاس دخالت دولت در دوره فعلی به عموم مردم منتقل می‌شود که پیکان انتظارات را به سمت خود سیاست‌گذار می‌کشاند. اما در تحلیل بلندمدت سیاست‌گذار به این نتیجه می‌رسد اگرچه ممکن است در خلال دوره‌های اصلاحات با موجی از اعتراضات و نارضایتی‌ها مواجه شود، اما در بلندمدت منافع آن به عموم جامعه می‌رسد؛ بنابراین نتیجه نهایی تحلیل بلندمدت روی آوردن سیاست‌گذار به اصلاحات است، اما نکته مهم این است که سیاست‌گذار خود را در بلندمدت خارج از دایره سیاست می‌داند به همین دلیل تن به اصلاحات نداده و رویکرد کوتاه‌مدت را پیش‌ می‌گیرد. علت مقاومت سیاست‌مداران گرجستانی در قبال اصلاحات به همین تحلیل کوتاه‌مدت بر می‌گردد. انقلاب رز و اصلاحات گسترده در گرجستان در خلال این دو دسته تحلیل به وضوح قابل‌توضیح است. در ۱۵ سال بعد از استقلال گرجستان از شوروی، سیاست‌گذاران همواره رویکرد کوتاه‌مدت را در پیش گرفتند و تن به اصلاحات ندادند. در نهایت بعد از ۱۵ سال مقاومت سیاست‌گذار، اصلاحات در خلال «شیفت سیاسی» صورت گرفت. اصلاحاتی که می‌توانست در چارچوب سیاسی قبلی انجام گیرد و رفاه جامعه را افزایش دهد،در نهایت در خلال یک انقلاب صورت گرفت و رفاه بلندمدت جامعه را افزایش داد.

چرا «شیفت سیاسی» تعویق دارد؟

بعد از اینکه جامعه متوجه نتیجه مثبت اصلاحات گرجستان شد این سوال مطرح شد که چرا «شیفت سیاسی» با تاخیر صورت گرفت و گرجستان در این بین زمان زیادی را از دست داد؟ بنابراین موج مطالعات جدید اقتصاددانان سیاسی به سمت پاسخ به این سوال گرایش یافت. برای پاسخ به این سوال اقتصاددانان جامعه را به دو گروه تقسیم کردند. گروهی که در قبال سیاست‌گذاری موجود رویکرد «چشم‌پوشی یا Ignorance» را در پیش می‌گیرند و اکثریت جامعه هستند. گروهی دیگر که رویکرد «لابی یا Lobby» را در پیش گرفته و اقلیت منتفع‌الیه جامعه هستند.

بخش سوم در کانال ژئوپولیتیک ایرانی
@irgeopolitics