می‌شد اگر هیتلر به نفت خاورمیانه می‌رسید؟ (بخش دوم)

@irgeopolitics
چه می‌شد اگر هیتلر به نفت خاورمیانه می‌رسید؟ (بخش دوم)

عملیات فرضی


اما چه می‌شد اگر هیتلر راهی کاملاً متفاوت را در پیش گرفته بود؟ چه می‌شد اگر او ایده گسترش امپراتوری‌اش به سمت شرق را کنار می‌گذاشت و برای تداوم تغذیه ماشین جنگی‌اش تنها روی به‌ دست آوردن نفت متمرکز می‌شد؟

عظیم‌ترین ذخایر نفتی دنیا در ایران، عراق و عربستان سعودی واقع شده‌اند و در بهار سال ۱۹۴۱ همه این سرزمین‌ها تحت نفوذ نیروهای متفقین بودند. در همین حال در سپتامبر سال ۱۹۴۰، ایتالیا تحت رهبری بنیتو موسولینی از لیبی به مصر (که در کنترل انگلیس بود) حمله کرده و مسیر حمله به یونان را نیز از طریق آلبانی در پیش گرفته بود.

اما کمپین‌های جنگی موسولینی کاملاً موفقیت‌آمیز نبودند و هیتلر مجبور شد برای کمک به نیروهای او در این مناطق، نیروهای نازی را نیز اعزام کند. این مساله احتمالاً برای هیتلر در آن زمان دردسرساز بود، اما او می‌توانست از اشغال یونان به عنوان سکوی پرتابی برای ماجراجویی‌های بیشتر در خاورمیانه استفاده کند. اگر هیتلر همان تعداد از لشکرهای اعزامی به شوروی را برای حمله به سوریه یا ترکیه و بعد هم عراق به کار گرفته بود، احتمالاً می‌توانست به تاسیسات نفتی در این مناطق دسترسی پیدا کند و بخش زیادی از مشکلاتش حل می‌شد.

هیتلر این کار را نکرد، اما اسنادی وجود دارد که نشان می‌دهد او این ایده را مورد تأمل قرار داده بود. هیتلر در واکنش به کودتایی که در عراق علیه انگلیسی‌ها اتفاق افتاده بود، دستورالعملی ارائه داده بود که ناظر بر حمایت از برخی نیروها در کشورهای عربی بود. اما استفاده از این مساله برای پیش بردن عملیاتی گسترده‌تر و رسیدن به منابع نفتی در این کشورها ظاهراً کمتر مورد توجه هیتلر قرار داشت.

جان کیگان – تاریخ‌نگار - در مقاله «نیاز به خاورمیانه، ۱۹۴۱» این ایده را مطرح می‌کند که اگر هیتلر می‌خواست از طریق سوریه به عراق حمله کند، باید استراتژی پرش قورباغه‌ای را - که اتفاقاً بعدها توسط آمریکا برای اشغال ژاپن استفاده شد - مورد توجه قرار می‌داد. طبق این استراتژی، کشور مهاجم پیش از حمله به مقصد خود که یک جزیره بود، اقیانوس را به صورت تدریجی و با حرکت در میان جزایر مختلف منتهی به آن طی می‌کرد. در این راستا هیتلر باید از طریق جزیره رودس (که متعلق به متحدش ایتالیا بود) به شکلی موفقیت‌آمیز به قبرس حمله می‌کرد و خود را در موقعیتی مناسب برای حمله به سوریه از طریق دریایی یا زمینی قرار می‌داد.

در عین حال تعداد نیروهای فرانسوی حاضر در سوریه و لبنان در آن زمان زیاد نبود و آن‌ها از حمایت هوایی و تجهیزات پیشرفته نیز برخوردار نبودند و می‌شد حدس زد که قادر به مقابله با نیروهای هیتلر نباشند. هیتلر می‌توانست از این ضعف استفاده کند اما مشکل بزرگی در این برنامه وجود داشت: نازی‌ها باید کشتی‌های زیادی را برای جابجا کردن نیرو در اختیار می‌داشتند و این در حالی بود که منطقه شرق مدیترانه در کنترل کشتی‌های قوی بریتانیایی بود.

اما اگر هیتلر نمی‌توانست کشتی‌ها و نیروی دریایی به این منطقه اعزام کند، راه‌حل دیگری پیش رویش بود. او باید راهش را از ترکیه - که اعلام بی‌طرفی کرده بود - باز می‌کرد و از طریق استانبول، خودش را به مناطق نفت‌خیز مورد نظر در خاورمیانه می‌رساند. او در فرمان ۳۲ خود نیز به تشکیل نیرویی در بلغارستان اشاره کرده بود که «آن‌قدر قوی باشد که ترکیه را از لحاظ سیاسی رام و هدایت‌شونده کند یا مقاومت آن را بشکند».

ترک‌ها جنگجویان بی‌باکی بودند اما تجهیزات نظامی‌شان به اندازه آلمان‌ها مدرن نبود و نمی‌توانستند مدت زیادی در برابر حمله نازی‌ها دوام بیاورند. اگر ترکیه سقوط می‌کرد، نیروهای هیتلر خود را کاملاً نزدیک به میدان‌های نفتی می‌دیدند. آن‌ها در عین حال در موقعیتی قرار می‌گرفتند که احتمال حمله به میادین نفتی قفقاز را نیز از طریق جنوب فراهم می‌کرد. حمله از این مسیر می‌توانست بسیاری از مشکلات پیشروی در غرب روسیه را - که باعث شکست عملیات بارباروسا شده بودند - از میان بردارد. در واقع تمام اهداف عملیات بارباروسا در صورت اشغال ترکیه برآورده می‌شد و ارتش آلمان از دو جهت مختلف پیشروی می‌کرد.

عضویت در کانال ژئوپولیتیک ایرانی
@irgeopolitics