قصیدهٔ۳..۱۰. که پوست‌پاره‌ای آید هلاک دولت آن. که مغز بی‌گنهان را دهد به اژدرها

قصیدهٔ۳

۱۰. که پوست‌پاره‌ای آید هلاک دولت آن
که مغز بی‌گنهان را دهد به اژدرها

🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃
پوست‌پاره‌: پارهٔ پوست، مقصود پیش‌بند چرمی کاوه است که کاوهٔ آهنگر برافراشت و فریدون به کمک او و با آن بیرق بر ضحاک شورید و او را از میان برداشت.
مغز بی‌گنهان: اشاره است به داستان ضحاک که در شاهنامه آمده است: ابلیس به صورت آشپزی درآمد و به او خدمت کرد و در ازای آن، کتف او را بوسید و ناپدید شد. به جای بوسه‌های ابلیس دو مار رُست که هرچند سر آن‌ها را قطع می‌کردند، باز می‌روییدند. پزشکان از درمان بازماندند و ابلیس به صورت پزشکی ظاهر شد و به ضحاک گفت که داروی این درد آن است که به ماران مغز آدمی بخورانی تا تو را آزار ندهند؛ از این پس هر روز دو جوان را می‌کشتند و مغز آن‌ها را به ماران می‌دادند. (فرهنگ تلمیحات، سیروس شمیسا، انتشارات فردوس)
در این‌جا مراد از بی‌گنهان جان و خرد است که در بیت قبل به آن اشاره شده است.
اژدرها: اژدها، مار بزرگ، چهار طبع انسانی است که در بیت قبل بدان اشاره شده است.

معنی: کسی که چون ضحاک جان و خرد را فدای اژدهای نفس بکند، نهایت کار او نابودی است.

@khaghanieshervani