قصیدهٔ۳..۲. چو کشت عافیتم خوشه در گلو آورد. چو خوشه بازبریدم گلوی کام و هوا

قصیدهٔ۳

۲. چو کِشت عافیتم خوشه در گلو آورد
چو خوشه بازبریدم گلوی کام و هوا

🍃🍂🍃🍂
کشت عافیت: اضافهٔ تشبیهی، کِشتهٔ سلامت و تندرستی و دور ماندن از گناه و هوا و هوس.
خوشه در گلو آوردن: کنایه از برآمدن و رسیدن خوشه.
گلوی کام و هوا: اضافهٔ استعاری، کام و هوا به دامی مانند شده که باید گلوی‌شان را برید و به همین سبب شاعر آن‌ها را به خوشه تشبیه کرده است؛ زیرا گلوی خوشه هم با داس بریده می‌شود. بین «کام» به معنی «دهان» با «گلو» و «هوا» به معنی «اکسیژن» که در این‌جا مراد نیست، و نیز بین «هوا» در معنی «باد» با «کشت و خوشه» ایهام تناسب است.

معنی: وقتی که کشتزار عافیتم به ثمر نشست و مرا بهره‌مند ساخت، گلوی هوا و هوس را هم‌چون خوشه بریدم.

@khaghanieshervani