قصیدهٔ۱..۱۳. سر بنه کاینجا سری را صد سر آید در عوض. بلکه برسر، هر سری را صد کلاه آید عطا …🍃🍂🍃🍂

قصیدهٔ۱

۱۳. سر بنه کاینجا سری را صد سر آید در عوض
بلکه برسر، هر سری را صد کلاه آید عطا


🍃🍂🍃🍂
سرنهادن: کنایه از مطیع و تسلیم شدن، از خود گذشتن، ترک تعلقات مادی کردن.
برسر: برسری، به اضافهٔ، به‌علاوه.
کلاه: تاج، استعاره از عزت و منزلت.
مصراع دوم اشاره است به قسمتی از آیهٔ ۱۶۰ سورهٔ انعام(۶): مَن جاءَ بالحسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمثالِها. کسی که کار نیکی را پیش آورد، ده چندان آن پاداش دارد.
آرایهٔ تکرار و جناس تام: «سر».
---------------

۱۴. هرچه جز نورالسموات از خدایی عزل کن
گر تو را مشکوة دل روشن شد از مصباحِ لا

🍃🍂🍃🍂
نورالسموات: برگرفته از آیهٔ ۳۵ سورهٔ نور(۲۴): الله نورالسمواتِ وَالارضِ مَثَلُ نورِِهِ کَمِشکوةٍ فیهٰا مِصباحُ فی زُجاجَةِ الزُّجاجَةُ کَأنَّها کَوکَبُ دُرّیُّ، خدا نور آسمان‌ها و زمین است. مثل نور او چون چراغدانی است که در آن چراغی باشد، آن چراغ درون آبگینه‌ای و آن آبگینه چون ستاره‌ای درخشنده.
مشکوة دل و مصباح لا: اضافهٔ تشبیهی، چراغدان دل و چراغدان لا اله الا الله و کلمهٔ توحید که مانند چراغ، روشنی‌ده و تابناک است.

@khaghanieshervani