شرح قصائد خاقانی؛ بر اساس شرح برزگر خالقی کانال دیگر ما: گزینهٔ شعر معاصر @gozineyesher لینک پست اول: https://t.me/khaghanieshervani/4
قصیدهٔ۵..۴. جان از درون به فاقه و، طبع از درون به برگ. دیو از خورش به هیضه و، جمشید ناشتا
قصیدهٔ۵
۴. جان از درون به فاقه و، طبع از درون به برگ
دیو از خورش به هیضه و، جمشید ناشتا
🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃
فاقه: فقر و نیازمندی، درویشی.
طبع: آب و گل، ظاهر و صورت.
برگ: توشه، تاب و توان، سامان.
دیو: استعاره از بعد مادی و جسمانی انسان.
هیضه: پرخوری، اسهال و روانی شکم.
جمشید: پسر طهمورث و چهارمین پادشاه پیشدادی که پس از پدر، به روایت بلعمی بعد از برادرش، طهمورث، در سلسلهٔ پیشدادیان به جای او نشست. وی برای اولینبار، سلاح، شمشیر، کرباس، ابریشم و رنگهای الوان را به کار گرفت و رشتن و لباس دوختن، کشتیرانی و پزشکی را به مردم آموخت. جمشید عطر را اختراع کرد و نیز دیوان را به اطاعت خود درآورد و آنها را به قطع اشجار و ساختن آجر و بنای خانه و گرمابه واداشت. یکی از کارهای او استخراج گوهر است. و نیز شراب را اختراع کرد و جام شراب ساخت که دارای هفت خط بود. او مخترع جام جهاننماست. جمشید مردمان را به چهار گروه لشکریان، دانایان، دبیران، کشاورزان و پیشهوران تقسیم کرد. نخستین روز که به مظالم نشست، روز هرمزد بود از ماه فروردین؛ از آن پس، آن روز را نوروز نام کردند و این جشن از جمشید یادگار ماند.
به روایت ابن ندیم نوشتن را از ابلیس فراگرفت. مطابق روایات باستانی جم مربی عادی و معنوی جهانیان بود؛ اما زردشتیان مربی معنوی را زردشت میدانند. جمشید سیصد سال پادشاهی کرد و در این مدت هیچ بدیای در جهان نبود و کسی از مرگ رنجه نمیشد. مرغان در برابر تخت افسانهای او صف زده و آدمیان و دیوان به اطاعت او درآمده بودند. در مدارک اسلامی به علت وجود پارهای مشابهتها از قبیل: تخت نگین، فرمانبرداری دیو، مرغ، پری، بادها، و جز آنکه هم به سلیمان نسبت یافته و هم به جمشید، سرگذشت آن دو به هم آمیخته و این آمیزش در شعر بسیاری مانند: امیر معزّی، خاقانی، مسعود سعد و حافظ به وضوح راه یافته است. جمشید بعد از ابداعات و اختراعات بسیار دچار خودبینی شد و دعوی خدایی کرد و بدین دلیل فرّهٔ ایزدی از او گریخت تا ضحّاک بر او دست یافت میانش را با ارّه به دو نیم کرد. (فرهنگ اساطیر و اشارات داستانی در ادبیات فارسی، محمدجعفر یاحقی، انتشارات سروش، ۱۳۷۵)
در اینجا جمشید استعاره از بعد معنوی انسان و جان و خرد است.
ناشتا: گرسنه و غذانخورده.
معنی: جانت فقیر و تهیدست است؛ ولی ظاهر و صورتت به سامان و بانواست. دیو وجود مادّی تو از پرخوری به بیماری مبتلا شده و حال آنکه روح جمشیدگونهٔ تو ناشتا و گرسنه است.
@khaghanieshervani