شرح قصائد خاقانی؛ بر اساس شرح برزگر خالقی کانال دیگر ما: گزینهٔ شعر معاصر @gozineyesher لینک پست اول: https://t.me/khaghanieshervani/4
قصیدهٔ۲..۱۴. میدان که دل ز رویشناسان آن سراست. مشمارش از غریبشماران این سرا
قصیدهٔ۲
۱۴. میدان که دل ز رویشناسان آن سراست
مشمارش از غریبشماران این سرا
🍃🍂🍃🍂
رویشناس: معروف و سرشناس.
آنسرا: عالم بالا و ملکوت.
غریبشمار: غریبشمرده شده، ناشناس.
اینسرا: این عالم، این دنیا.
-----------------
۱۵. دل تابخانهای است که هر ساعتی در او
شمع خزاینِ ملکوت افکنَد ضیا
🍃🍂🍃🍂
تابخانه: خانهای که در آن شیشهبندی بود تا هرچه از بیرون باشد، دیده شود و روشنایی خورشید در آن افتد. بعضی خانهای را گفتهاند که دیوار آن را از آیینه و در و پنجرهٔ آن را از بلور کرده باشند که هر که در درون باشد، بیرون را تواند دید. خانهٔ زمستانی که در آن آتش و تنور و بخاری افروزند تا گرم شود.
شمع خزاینِ ملکوت: شمع خزینههای آسمانی و جهان بالا، کنایه از نور معرفت و تابش حقایق عرفانی بر دل.
دل به تابخانه تشبیه شده است و شمع را نیز میتوان استعاره از حضرت حق دانست.
معنی: دلتابخانهای است که پیوسته نور معرفت و شمع حقایق الهی در آن روشنی میافکند.
@khaghanieshervani