شرح قصائد خاقانی؛ بر اساس شرح برزگر خالقی کانال دیگر ما: گزینهٔ شعر معاصر @gozineyesher لینک پست اول: https://t.me/khaghanieshervani/4
قصیدهٔ۱، مطلع دوم..۲۵. من حسین وقت و، نااهلان یزید و شمر من. روزگارم جمله عاشورا و، شروان کربلا
قصیدهٔ۱، مطلع دوم
۲۵. من حسین وقت و، نااهلان یزید و شمرِ من
روزگارم جمله عاشورا و، شروان کربلا
----------------
۲۶. ای عراق، الله جارَک! سخت مشعوفم به تو
وِی خراسان، عَمرکَ الله! سخت مشتاقم تو را
🍃🍂🍃🍂
الله جارک: خدا حافظ و نگهدار تو باشد. در اینجا جار به معنی مجیر و در پناه آمده است؛ چنانکه در آیهٔ ۴۸ سورهٔ انفال آمده است: إنّی جارٌ لکُم. من پناه شمایم.
مشعوف: عاشق و شیفته و دوستدار.
عراق: منظور عراق عجم است.
عمرک الله: دعایی است برای مکانها، خدا تو را آباد گرداند، خدا تو را پایدار و باقی بدارد.
--------------------
۲۷. گرچه جان از روزن چشم از شما بیروزی است
از دریچهیْ گوش میبیند شعاعات شما
🍃🍂🍃🍂
روزن چشم: منظر و منفذ چشم.
شعاعات: پرتوها، روشنیها.
معنی: هرچند جان من از دیدن شما بینصیب است و چشمم شما را نمیبیند، گویی که نورهای شما را از دریچهٔ گوش میبینم؛ یعنی خبری از شما میشنوم، پنداری شما را دیدهام.
(در این بیت حسآمیزی وجود دارد. دریچهٔ گوش برای شاعر جای روزن چشم را گرفته است.)
@khaghanieshervani