شرح قصائد خاقانی؛ بر اساس شرح برزگر خالقی کانال دیگر ما: گزینهٔ شعر معاصر @gozineyesher لینک پست اول: https://t.me/khaghanieshervani/4
قصیدهٔ۴..۵۸. درید جوزا جیب و، برید پروین عقد. گذاشت مهر دواج و، فکند صبح لوا
قصیدهٔ۴
۵۸. درید جوزا جیب و، برید پروین عِقد
گذاشت مهر دواج و، فکند صبح لوا
🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃
جوزا: دوپیکر، توأمان که دو کودکِ برپایایستادهاند. ابوریحان دربارهٔ شکل جوزا گوید که: آن همچون دو کودک بهپایایستاده که هر یک دست بر گردن دیگری پیچیده دارد. در شعر فارسی جوزا نام مشترکی است هم برای صورت جبار و هم برای توأمان و دوپیکر که تشخیص میان آن دو مشکل است، مگر با وجود قرینهای مانند کمربند و حمایل و کمرترکش به معنی نطاقالجوزا یا منطقةالجوزا که مخصوص صورت جبار است. (فرهنگ اصطلاحات نجومی همراه با واژههای کیهانی در شعر فارسی، ابوالفضل مصفا)
پروین: پروه، پرن، پرون و پرویز نامهای دیگر فارسی پروین است و عربی آن ثریا و مصغر آن ثروی است؛ به معنی زن بسیارمال، و از ثروت مشتق، و تصغیر ثریا به علت خردی ستارگان آن است. نام دیگر ثریا در عرب، «النجم» با الف و لام تعریف است و در قرآن کریم سه بار از «النجم» یاد شده است. ستارگان پروین را شش تا هفت عدد دانستهاند که هر دو در شعر فارسی به کار رفته است و نیز آن را به عقد و گردنبند مانند کردهاند. (فرهنگ اصطلاحات نجومی...)
دواج: لحاف، بالاپوش و روانداز.
لوا: بیرق و پرچم.
معنی: در رحلت آن حضرت جوزا گریبان درید و پروین عقد خود را گسست و خورشید لباس درخشانش را درآورد و به تاریکی گرایید و صبح پرچم سفیدش را افکند.
@khaghanieshervani