قصیدهٔ۳..۷. مرا طبیب دل اندرزگونه‌ای کرده است. کز این سواد بترس از حوادث سودا

قصیدهٔ۳

۷. مرا طبیب دل اندرزگونه‌ای کرده است
کز این سواد بترس از حوادث سودا

🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃
طبیب دل: اضافهٔ تشبیهی.
سواد: سیاهی، سیاهی شهر که از دور پدید آید. در اینجا استعاره از دنیا.
سودا: مؤنث اسود، سیاه، یکی از اخلاط چهارگانه: وسواس، خیال فاسد، هوا و هوس.
حوادث سودا: حوادثی که دل و عقل انسان را مبتلا می‌کند.
بین «سودا» و «سواد» صنعت قلبِ بعض است.

@khaghanieshervani