شرح قصائد خاقانی؛ بر اساس شرح برزگر خالقی کانال دیگر ما: گزینهٔ شعر معاصر @gozineyesher لینک پست اول: https://t.me/khaghanieshervani/4
قصیدهٔ۸..۹. به من نامشفقاند آبای علوی. چو عیسی ز آن ابا کردم ز آبا
قصیدهٔ۸
۹. به من نامشفقاند آبای علوی
چو عیسی ز آن ابا کردم ز آبا
🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃
نامشفق: نامهربان.
آبای علوی: پدران بالایی و آسمانی، استعاره از هفت سیاره که آنها را آبای سبعه نیز گویند و عبارتند از: قمر، عطارد، زهره، شمس، مریخ، مشتری و زحل و از ازدواج آنها با امهات اربعه (آتش، باد، آب و خاک)، موالید ثلاثه (معدن، نبات و حیات) به وجود میآید.
ابا کردن: سرپیچی و خودداری کردن.
روی گردانیدن از پدران اشارهای دارد به روی گردانیدن شاعر از پدرش، علی نجّار، و قرار گرفتن تحت تربیت عمویش، کافیالدین عمر بن عثمان.
بین «اِبا» و «آبا» جناس ناقص است.
معنی: پدران فلکی به من نامهربانند؛ از این رو مانند عیسی که پدر نداشت، من نیز از آنها روی برگرداندم.
نکتهٔ لطیفی هم در این بیت است و آن اینکه خاقانی چون فرزند درودگر است، مانند ابراهیم خلیل از پدران آسمانی بیزاری میجوید که آنها را رب بشمارد؛ به این مطلب در آیات ۷۶-۷۸ سورهٔ انعام اشاره شده است.
خاقانی در جای دیگر صریحتر میگوید:
آبای علویاند مرا خصم چون خلیل
بانگ اِبا ز نسبت آبا برآورم
(دیوان، ۲۴۴)
@khaghanieshervani