قصیدهٔ۵..۸. گرت حلهٔ حیات مطرز نگرددت. اندیک درنماندت این کسوت از بها!

قصیدهٔ۵

۸. گرت حلّهٔ حیات مطرّز نگرددت
اندیک درنماندَت این کسوت از بها!

🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃
حلّه: جامهٔ نو، پوشاکی که همهٔ بدن را بپوشاند، برد یمانی، ردا.
حلّهٔ حیات: اضافهٔ تشبیهی، جامه و ردای زندگی، پوشش زندگی.
مطرّز: طراز داده شده، زینت داده شده.
اندیک: خاقانی این لغت را بسیار به کار برده است و آن لفظی است از کلمات تمنّا که در عربی «لیت»، «لعلَّ» و «عسی» گویند و در فارسی «بود که»، «باشد که» و «امید است که».
کسوت: جامه و لباس.

معنی: اگر نتوانستی جامهٔ زندگی و حیات را بیارایی، امید است که آن را از ارزش و اعتبار نیز نینداخته باشی؛ یعنی چنانچه نتوانستی به درجات عالی انسانی برسی، لااقل بتوانی به کمترین درجهٔ انسانی نایل شوی.

@khaghanieshervani