شرح قصائد خاقانی؛ بر اساس شرح برزگر خالقی کانال دیگر ما: گزینهٔ شعر معاصر @gozineyesher لینک پست اول: https://t.me/khaghanieshervani/4
قصیدهٔ۱، مطلع دوم..۳۰. بوی راحت چون توان برد از مزاج این دیار؟!
قصیدهٔ۱، مطلع دوم
۳۰. بوی راحت چون توان برد از مزاج این دیار؟!
نوشدارو چون توان جست از دهان اژدها؟!
🍃🍂🍃🍂
بوی بردن: امید و آرزو داشتن
مزاج: طبیعت، سرشت.
نوشدارو: پادزهر، تریاک.
معنی: امید آسایش و راحتی را در شروان نمیتوان جست؛ همچنانکه نمیتوان از دهان اژدها، نوشدارو جست.
شاعر چندین بار در دیوان خود از شروان به بدی یاد میکند:
مرا ز خطهٔ شروان برون فکنی ملکا
که فُرضهای است، در او صد هزار بحر بلا
مرا کنف کفن است، الغیاث از این موطن!
مرا مقر سقر است، الامان از این منشا!
(دیوان، ۱۴)