https://t.me/joinchat/AAAAAENEy7OlJWZFgWOtiA
بینش ایرانی نه راه سوفیستی-شورشی یونان است، نه راه خداسازی از امپراتور رمی است، نه راه شورش و آشوب و دسیسه پردازی یهودی است و نه ر
بینشِ ایرانی نه راهِ سوفیستی-شورشیِ یونان است، نه راهِ خداسازی از امپراتورِ رُمی است، نه راهِ شورش و آشوب و دسیسه پردازیِ یهودی است و نه راهِ ویرانگرانۀ دکارتی-کانتی که هیچ بجز آوارگی در تهی-سرای هستی به بارنمی آوَرَد.
راهِ ایرانی راهِ خدایی است، راهِ شهریاری است، راهِ میهن ستایی است.
راهِ ایرانی راهِ نه جنبش و آشوب که بوارونه راهِ آبادانی است.
راهِ ایرانی راهِ مردمی است، چراکه هماره این مردمِ ایران بودند که پیمان را پاس داشتند و آنچه این پیمان به بارآورد همان آبادانی بود. در این بینش، ایرانی در نیایش هایش پیش از آن که شادی و تندرستیِ خود ونزدیکانش را از خدای خود بخواهد، برای تندرستی و شادی و پیروزیِ شاهِ میهن نیایش می کرد.و باید از خود پرسید این چنین ایرانیانی چگونه می توانند در دشمنی و همیستاری با شهریارِ میهنشان، جنبش و آشوب بپا کنند و ویرانی به بارآورند؟ شاهِ ایران و مردمِ ایران با پیمان بود که می زیستند.
در استوره، جمشید چنین کرد و مردم با اوبود.
در تاریخ، کوروش چنین کرد و مردم با او بود.
هرگاه خدایانِی پرستیده شدند که از این پیمان جدا بودند، هرجا شهریارانِ ایران از این پیمان گسستند، جنبش ها و آشوب ها نیز پدیدآمدند و آنچه به بارنشست ویرانی بود و نه آبادانی.
پس همان به که راهِ پیمان و آبادانی را پی گیریم و نه راهِ آشوب و جنبش و پیمان شکنی و ویرانگری را.
اگر خدایی بر آسمانِ ایران فرمان رانَد که با روحِ ایرانی بیگانه باشد، نه شهریارش می تواند آزادی و نان و شادی دهد و نه شورش و جنبشِ ایرانیان به نان و آزادی و شادمانی ره می بَرَد. برای رهایی از جنبش ها و آشوب ها، از هر خدای بیگانه با ایران باید جداشد.
از باختر آشوب پرست دور می باید ماند که نه در پرستش خدایش در کنارش بوده ایم و نه در مرگِ خدایش همیار و همکارش.
راهِ ایرانی نه راهِ جنبش و آشوب است و نه راهِ خداکشی و انسان-کانونی.
راهِ ایرانی راهِ پیمان با خدای خود و شهریارِ خود است.
و اکنون می توان پرسید: به چه سان نو می شود این پیمان با خدایی که می آید و خویشکاریِ ما ایرانیان، که چشم به راهِ شهریارِ آبادانی هستیم، در اینجا و اکنون کدام است؟
و اینجاست که پژوهش ژرف و کاوش پیچیده می شود و پاسخ به این بغرنج هردم دشوار و دشوارتر.
خسرو یزدانی – دکتر فلسفه از دانشگاه سوربن
۳۰ سپتامبر ۲۰۱۷ Créteil – France
کانالِ فلسفیِ « تکانه »
@khosrowchannel