https://t.me/joinchat/AAAAAENEy7OlJWZFgWOtiA
این شیخ فانوس به دست در جستجوی شمس (آفتاب) است
این شیخِ فانوس به دست در جستجوی شمس(آفتاب) است.
بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوست بگشای لب که قند فراوانم آرزوست
ای آفتاب حسن برون آ دمی ز ابر کان چهره ی مشعشع تابانم آرزوست
در تیرگی روز و با فانوسِ روشن ، شیخ به دنبالِ آفتاب است با این امید که او از پسِ ابرِ تیره برون آید و تاریکی را از روزِ تیره براند تا در پرتوِ " شمس "،
شیخ، راهِ نِیِستان را بیابد.
آنِ آرزو شده ی شیخ، آن چهره ی تابانِ شمش است.
شمس نمادی است که نمودش شیخ را آرزوست.
آری! از برای این بود که شیخ با فانوسِ فروزان از خانه برون آمد و در تیرگیِ روز و درشهرِ ملال آورِ دیوان و ددان فغان سرداد که :
" انسانم آرزوست".
خسرو یزدانی ۲۰۱۸-۰۵-۲۰ فرانسه
کانالِ فلسفیِ « تکانه »
@khosrowchannel