در این کانال مطالبی در رابطه با فلسفه زبان نگرش ها بە مسائل زبانی زبان آموزی، تک زبانگی و چند زبانگی نشانە شناسی تحلیل گفتمان صرف و نحو و آواشناسی زباشناسی نظری و کاربردی رویکردهای زایشی، شناختی، نقشگرا .. د.میرمکری https://t.me/linguisticsacademy
سوسور میان مطلق زبان، زبان، و گفتار تمایز میگذاشت
سوسور میان مطلق زبان، زبان، و گفتار تمایز میگذاشت. مطلق زبان، تمامی توانها و نیروهای آدمیاست برای ارائهی معنا؛ و همچون یک دستگاه نظاممند، ضوابط و قاعدههایی دارد که فراسوی هرگونه گزینش شخصی وجود دارند.
زبان، نظام نشانهها و قواعدی ویژه است که زبانی خاص همچون زبان فارسی را میسازد.
گفتار کاربرد شخصی زبان است، شکل ظهور و فعلیت یافتن نظام زبان در سخن گفتن و نگارش است.
سوسور زبان را موضوع اصلی زبانشناسی میداند. در گفتن و نوشتن به فارسی، ما امکانات بیشماری از «توانهای ترکیبی عناصر زبانی» در اختیار داریم. این امکانات استوارند بر میزان معینی از واژگان و قواعد دستوری. هریک از ما از میان این عناصر درونی نظام زبانی، گفتار ویژهی خویش را برمیگزینیم. شناخت علتها، محدودیتها و گسترهی این گزینش صرفا کار زبانشناسی نیست، بل علوم انسانی دیگر همچون جامعهشناسی، روانشناسی و غیره نیز در این مورد کارآئی دارند.
میان زبانشناسان بر سر تعیین مرز دقیقی که زبان را از گفتار جدا کند اختلاف نظر وجود دارد، اما همگی به ضرورت وجود این مرز باور دارند. تأثیر بحث سوسور در مورد جدایی زبان و گفتار، نخست بر فلسفه بود. در گام بعد تأثیر این بحث سوسور را بر انسانشناسی مییابیم؛ سرانجام، تأثیر سوسور را در روانکاوی لاکان مییابیم: لیبیدو نظامیست متشکل از نشانهها که کارکرد فردی آن نه استوار به درونمایههایش، بل متکی به اشکال و کارکردهایش است.
بارت در عناصر نشانهشناسی یادآور میشود که تمایز زبان و گفتار پایهی بنیانی هرگونه شناخت از نشانهها و علم نشانهشناسی است.
به نظر سوسور هر نشانهی زبانی استوار است به قرارداد. واژگان درخت، arbre, tree, سه نشانهی زبانی در سه زبان متفاوت هستند که برای یک پدیدار یا یک معنای خاص به کار میروند. اینان سه لفظ متفاوتند، اما از یک مفهوم یا مصداق خبر میدهند. هر یک از این سه واژه یک دال است سازندهی تصویری ذهنی که مدلول خوانده میشود. قاعدهای منطقی و دلیل خاص برای کاربرد لفظ درخت در برابر معنای درخت نمیتوان یافت. هیچ رابطهی ماهوی و طبیعی میان لفظ درخت و واقعیت فیزیکی درخت وجود ندارد. البته گاه همچون استثنا میتوان دلیلی خاص هم برای قرارداد و نشانهگذاری یافت. مثلا به دلیل آوای مرغی به او نام کوکو دادهاند یا از صدای ریزش قطرات آب واژه شرشر را ساختهاند؛ این نشانهها صرفا از دیدگاه آواشناسیک استوار بر تشابه موضوع و دال هستند، وگرنه همچون نشانههای نوشتاری، کوچکترین شباهتی میان موضوع و دال نمیتوان یافت. به هررو، در کل، دلیلی برای قرارداد نشانهگذاری در زبان وجود ندارد، من اگر بخواهم شخص دیگری حرفم را بفهمد ناچارم که قراردادها را رعایت کنم.
سویهی قراردادی نشانه به این معناست که نشانه از رابطهای ماهوی میان دال و مدلول برنمیخیزد، یا به عبارت دیگر دال و مدلول، هیچگونه مناسبتی، جز نسبت نشانهشناسیک(وجه قراردادی نشانهشناسی)، با یکدیگر ندارند.
ساختار_و_تأویل_متن
بابک_احمدی
گزینش و خلاصهنگاری از سوفیا_صالح پور
@ادبیات پست مدرن
@linguisticsacademy