زبان‌شناس دانمارکی لویی یلمسلف معتقد بود که باید نشانه‌شناسی علمی و غیرعلمی را از هم جدا کنیم و هر دو را درون «فرانشانه‌شناسی» جای

زبان‌شناس دانمارکی لویی یلمسلف معتقد بود که باید نشانه‌شناسی علمی و غیرعلمی را از هم جدا کنیم و هر دو را درون «فرانشانه‌شناسی» جای دهیم. و تأکید کرد که این دو گونه تنها به یاری نظریه‌ی زبان‌شناسیک قابل بررسی‌اند.
بیست و سه سال بعد کریستیان متز پیشنهاد کرد که نشانه‌شناسی علوم طبیعی را از نشانه‌شناسی علوم انسانی جدا کنیم، علم نشانه‌ها در علوم طبیعی را semiotics بخوانیم و علم نشانه‌ها در علوم انسانی را semiology .
امبرتو اکو وظیفه‌ی کلی نشانه‌شناسی را پایه‌گذاری دو نظریه‌ی متفاوت دانست: نظریه‌ی رمزگان(کدها) و نظریه‌ی تولید نشانه‌ها. نظریه‌ی دوم دربرگیرنده‌ی کاربرد همگانی زبان، تکامل رمزگان، ارتباط زیبایی‌شناسیک، اشکال گوناگون رفتارهای متقابل ارتباطی، کاربرد نشانه‌ها برای فهم معنای چیزها و وضعیت‌هاست.
اکو معتقد است نشانه‌شناسی خاصی که به دلالت معنایی می‌پردازد سازنده‌ی نظریه‌ی رمزگان است و نشانه‌شناسی دیگری که نکته‌ی مرکزی‌اش ارتباط است، سازنده‌ی نظریه‌ی تولید نشانه‌هاست. شاید بتوان گفت که دلالت به اصول نحوی و در نهایت به مفهوم مطلق زبان، و ارتباط، به پراگماتیک یا کاربرد عملی زبان مرتبط می‌شوند. اما اکو این تمایز را نپذیرفته و معتقد است که در نظریه‌ی رمزگانش بسیاری از مسائل مربوط به کاربرد عملی زبان نیز مطرح شده‌اند.
اکو نوشته است:« نشانه‌شناسی با هرچیزی که بتواند همچون نشانه به نظر آید سرو کار دارد».
اما پرسش در مورد زیبائی‌شناسی ورای تقسیم‌بندی نشانه‌ها این است که جایگاه و رتبه‌ی نشانه‌شناسی در سخن زیبایی‌شناسیک کجاست؟ البته زیبائی‌شناسی دارای جنبه‌های «غیرنشانه‌شناسیک» نیز هست، همچون روانکاوی آفرینش هنری، نسبت میان شکل طبیعی با شکل هنری، مناسبت میان هنر و تکامل اجتماعی، سودمندی زیبایی و غیره.
اما هرجا که شکل هنری مطرح باشد، نشانه‌شناسی و زبان‌شناسی مطرح خواهند شد، چه آگاهانه و چه غیرآگاهانه.

گزیده‌ای از #ساختار_و_تأویل_متن
نویسنده: #بابک_احمدی
گزینش و خلاصه‌نگاری #سوفیا_صالح‌پور
@ادبیات پست مدرن

@linguisticsacademy