در این کانال مطالبی در رابطه با فلسفه زبان نگرش ها بە مسائل زبانی زبان آموزی، تک زبانگی و چند زبانگی نشانە شناسی تحلیل گفتمان صرف و نحو و آواشناسی زباشناسی نظری و کاربردی رویکردهای زایشی، شناختی، نقشگرا .. د.میرمکری https://t.me/linguisticsacademy
زمانی دو زبان از هم جدا شدە اند استفادە میشد
زمانی دو زبان از هم جدا شدە اند استفادە میشد. در سادهترین حالت، سرعت تغییرات مورد توجه قرار میگرفت؛ اما در نسخههای بعدی از واریانس استفاده میشد. با این حال، این نوع تحقیقات همچنان دارای پایایی نبودند. مبحث مطالعهٔ سیر تکامل زبانهای مختلف همواره شکبرانگیز بود و امروزه بهندرت مورد استفاده قرار میگیرد.
امروزه میتوان برآوردهای تاریخی را با روشهای رایانهای ایجاد کرد که دارای محدودیتهای کمتری است و بر اساس دادهها محاسبه میشوند. با این وجود، از هیچ ابزار ریاضی برای ایجاد زبان اولیه استفاده نشدهاست.
از دیگر روشهای بحث انگیز میتوان به مقایسهٔ با حجم بالا اشاره کرد. این روش بهوسیلهٔ جوزف گرینبرگ (Joseph Greenberg) ایجاد شد. این روش توانایی برآورد زمان ایجاد یک زبان را ندارد، بلکه هدف آن این است که که کدام زبانها شباهت کمتر یا بیشتری به یکدیگر دارند. از یک سو، این نوع مقایسه تغییرات منظم را در نظر نمیگیرد و به همین علت بسیاری زبانشناسان تاریخی آن را رد میکنند. اما از سوی دیگر، این روش برای دستهبندی مقدماتی و مشخصکردن میزان رابطهٔ آنها مفید است. برخی یافتههای این روش، یافتههای تحلیلهای تطبیقی را تأیید میکنند.
بهتازگی، روشهای آماری رایانهای هم برای روشهای تطبیقی و هم روشهای آماری گسترش یافتهاند. روشهای کاراکتر مدار مشابه روشهای تطبیقی و روشهای مسافتمدار مشابه روشهای آماری هستند (نگاه کنید به زبانشناسی تطبیقیِ کمّی). کاراکترهای مورداستفاده میتوانند سیر تحول تاریخی واژگان، دستور زبان یا حتی واژگان باشند. در اواسط دههٔ ۱۹۹۰ میلادی بود که استفاده از روشهای شبکهمدار برای مطالعه درمورد رابطهٔ میان زبانها و تخمین زمان تقریبی زبان اولیه به کار گرفته شد. بسیاری این روش را پذیرفتند، اما سنتگرایانی نیز بودند که آن را کاملاً قبول نکردند.
@linguisticsacademy
آنها نمیخواستند روشهای قدیمیتر را کاملاً با روشهای جدید جایگزین کنند، بلکه تنها به دنبال راهی برای تکمیل آنها میگشتند. بدون توجه به وجود موارد مشترک در واژگان موردمطالعه، چنین روشهای آماری را نمیتوان برای مشخصکردن زبان اولیه به کار گرفت. این روشها به علت مشکلاتی که در روششناسی خود دارند، همواره چالشبرانگیز بودهاند. زیرا بدون بازسازی یا دست کم ارائه فهرست مفصلی از تشابهات هیچ استدلال دیگری برای هم ریشه بودن دو واژه از دو زبان ارائه نمیدهند. علاوه براین، روش تطبیقی در مواردی مانند تسبیب چندگانه (multiple causation) چندان کارآمد نیستند، زیرا واژگان در یک زمان از چند منبع بهدست میآیند.
ص۲