در این کانال مطالبی در رابطه با فلسفه زبان نگرش ها بە مسائل زبانی زبان آموزی، تک زبانگی و چند زبانگی نشانە شناسی تحلیل گفتمان صرف و نحو و آواشناسی زباشناسی نظری و کاربردی رویکردهای زایشی، شناختی، نقشگرا .. د.میرمکری https://t.me/linguisticsacademy
زبانشناسی تطبیقی یا زبانشناسی همسنجشی
زبانشناسی تطبیقی یا زبانشناسی همسنجشی
(به انگلیسی: Comparative linguistics) یکی از شاخههای عمده در زبانشناسی تاریخی است که به هم سنجی زبانها بهمنظور اکتشاف و استخراج نزدیکیها و خویشاوندیهای آنها در طول تاریخ میپردازد. زبانشناسی تطبیقی (و یا در اصل واژهشناسی تطبیقی) شاخهای از علمزبانشناسی تاریخی است که مقایسهٔ زبانها را برای کشف ارتباطات تاریخی آنها انجام میدهد.
ارتباطات تکوینی متضمن مبدأ مشترک یا زبان اولیه است. هدف زبانشناسی تطبیقی این است که ساختار خویشاوندی زبانها را ایجاد کند و زبان اولیه را بازسازی نماید و همچنین تغییراتی را که منجر به پیدایش زبانهای امروزی شده کشف کند. برای ایجاد تمایز میان زبانهای بازسازی شده و زبانهای موجود، زبانشناسی تطبیقی هر صورتی را که از متون باقیمانده بدست نیامده با علامت ستاره مشخص میکند. روشهایی برای طبقهبندی زبانها بهوجود آمدهاند که گسترهای از تحقیقات ساده تا آزمودن فرضیههایرایانهای را دربرمیگیرند. چنین روشهایی فرایندی طولانی را برای رسیدن به این مرحله میپیمایند.
راهکارهای اصلی در زبانشناسی تطبیقی مقایسهٔ نظامهای واجشناسی، تاریخ تحول واژگان، دستور زبان و واژگان دو یا چند زبان است. در اصل، هر تفاوت میان دو زبان مشابه باید تا حد امکان قابل توضیح باشد و الگوی تغییرات سیستمی آنها ثابت باشد. حتی ممکن است مقایسه محدودتر شود، برای مثال تنها در سطح واژگان صورت پذیرد. در برخی روشها ممکن است تا زبان اولیه بازسازی شود. اگرچه زبان اولیهٔ بازسازی شده بوسیلهٔ روشهای تطبیقی فرضی است، اما دارای قدرت پیشبینی است.
طرح فردینان دو سوسور مبنی بر این بود که زبانهای هندواروپایی دارای نوع خاصی از صامتها است که در زبانهای غیر هندواروپایی یافت نمیشود. اکتشافات مربوط به زبان هیتی، از زبانهای هندواروپایی در آناتولی، نیز از این طرح حمایت کرد. وی ثابت کرد صامتهایی که سوسور از آنها نام برده تنها در محدودهای که وی پیشبینی کرده بود به کار میرفتهاند.
از آنجائیکه منشأ مشترک زبانها بسیار قدیمی است و اشتراکات آنها به زمانهای بسیار دور باز میگردد، استفاده از زبانشناسی تطبیقی عملی نیست. به صورت ویژه، تلاش در جهت مرتبط ساختن دو زبان اولیهٔ بازسازی شده با استفاده از روشهای زبانشناسی تطبیقی نتایج چندان قابل پذیرشی بدست نمیدهد. این روش همچنین در رفع ابهام در مشخص کردن زیر مجموعهها و نتایج متفاوتی که دانشمندان مختلف بدست میآورند خوب عمل نمیکند. برای این مورد میتوان نتایجی را که در مورد زبانهای هندواروپایی بدست آمده ذکر کرد. تعدادی از روشهایی که بر اساس تحلیلهای آماری واژگان شکل گرفتهاند تلاش دارند تا براین محدودیت غلبه کنند. برخی از این روشها ریشههای واژگان دو زبان را با هم مقایسه میکنند و برخی دیگر تنها از شباهتهای واژگانی استفاده میکنند. اساس نظری چنین روشهایی این است که واژگان دو زبان را میتوان بدون بازسازی کامل زبانها بررسی کرد. در این شیوه واژگان به اندازهٔ کافی با هم مقایسه میشوند تا شباهتها بدست آید؛ بنابراین از واژگان زبان تنها برای مقایسهٔ دو زبان استفاده میشود و نه بازسازی زبان اولیه.
پیشینه
@linguisticsacademy
ابتداییترین روشهای تطبیقی که در طول سالها شکل گرفته بود، در قرن نوزدهم به اوج خود رسید. این روش شامل مطالعهٔ فهرستی از واژگان و تحقیقات با جزئیات فراوان است. با این وجود، انقادهایی هم به این روش وارد بود، از جمله اینکه وابسته به فرد است، غیررسمی است و قابلیت آزمایش ندارد. روش تطبیقی به مقایسهٔ دو یا چند زبان میپردازد و امکان بازسازی زبان اولیه نیز فراهم میگردد. روش بازسازی دورنی تنها برای یک زبان به کار میرود و گونههای مختلف واژگانی که دارای کارکردی مشابه هستند، با هم مقایسه میشوند. بازسازی دورنی در برابر مداخله مقاومت بیشتری از خود نشان میدهد. دایرهٔ واژگانی که میتوان برای آن استفاده کرد محدود است و تنها میتواند برخی از تغییرات را بازسازی کند (تنها واژگانی که ردی از گونههای متفاوت آوایی و تاریخ تحول آنها باقیمانده باشد). در قرن بیستم روش دیگری به کار گرفته شد که بیشتر کار موریس سوادش (Morris Swadesh) بود اما بر پایهٔ کارهای قبلی بنیان گذاشته شده بود. در این روش فهرست کوتاهی از واژگان پایه در زبانهای مختلف با یکدیگر مقایسه میشدند. سوادش از فهرستی ۱۰۰واژهای بهره میبرد که (بر اساس شباهتهای آوایی) تصور میکرد همریشه هستند. البته فهرستهای دیگری هم وجود داشت. با مقایسهٔ دو زبان با یکدیگر روشهای دیگری نیز بهوجود آمدند که اطلاعات محدودی داشتند. نتیجهٔ استفاده از این روش، رسیدن به مبحث مطالعهٔ سیر تکامل زبانهای مختلف بود که در دههٔ ۱۹۵۰ میلادی پا به عرصهٔ وجود گذاشت و در آن از فرمولهای ریاضی برای درک اینکە
ص۱