مطالعة نشانه‌ها را میتوان به دو شاخه تقسیم کرد: (سوسور): …۱ مطالعة هم زمانی: مطالعة نشانه‌ها در یک مقطع زمانی در نظر گرفته شده معم

مطالعة نشانه ها را میتوان به دو شاخه تقسیم کرد : ( سوسور ) :

.1 مطالعة هم زمانی : مطالعة نشانه ها در یک مقطع زمانی در نظر گرفته شده معمولاً زمان حال ارجاع دارد .

.2مطالعه در زمانی : چگونگی تغییر نشانه ها به لحاظ شکل و معنا در گذر زمان .

انواع نشانه ها : 66 گونه شناخته شده است که در رسانه سه گونه اش مفید است .

نگاره : نشانه ای است که به مرجع خود به نحوی شباهت دارد.عکس چهره افراد / عطریات/ اصوات .

غایه : نشانه ای است که دلالت به چیزی مرتبط با چیز دیگری دارد یا آنرا خاطر نشان میسازد و به مرجع هایشان شباهت ندارند . بلکه از طریق آنها میتوان مرجع ها را شناخت یا دریافت که کجا هستند انگشت اشاره ، برای نشان دادن چیزی یا کسی مورد استفاده قرار میگیرد .

نماد : نشانه ای است که بر چیزی به شکلی مبتنی بر قراردادی دلخواهی دلالت دارد .

کلمه ها به طور کلی نشانه های نمادین هستند .

سنت آگوستین نشانه ها را به سه دسته تقسیم بندی می کند ( قرن 11 ) :

.1طبیعی : نشانه هایی که دقیقاً در طبیعت یافت میشود : علائم جسمی – رنگ گیاهان – اصوات.

.2قراردادی : نشانه هایی که به وسیله انسانها ساخته می شود در کلمات ، ژست ها و نمادها ( کلامی و غیر کلامی )

.3مقدس : نشانه هایی که پیام های خداوند را منتقل می کنند – معجزات .

ریشه شناسی کلمه سمیوتیکس ( semiotics ) / نشانه شناسی و تعاریف آن

ریشه کلمه سمیوتیکس که ما از آن به عنوان « نشانه شناسی » یاد می نماییم ، از کلمه سما ( sema) یونانی - « علامتها ، نشانه ها » ، مفرد سمیون (semion ) آمده است و به عنوان علمی از نظریه نشانه ها تعریف شده است .

برای نخستین بار فیلسوفی انگلیسی به نام جان لاک (john locke ) در سال 1696 م . کلمه یونانی seemeiootikee را به کار برد . کلمه سمیوتیکا هنوزدر ایتالیا به عنوان اشاره یی به مطالعه علائم در علم پزشکی استفاده می شود .

· تعريفي كه به صورت گسترده ( درباره نشانه شناسي ) مورد استفاده قرار مي گيرد ، تعريف پيرس ( Charles sanders peirce ) است كه به گونه يي همزمان با سوسور در اين باره مطالعه مي نمود . او نشانه شناسي را به عنوان «‌نظريه » يي از نشانه ها كه «‌در شخصي ، براي چيزي ، در بعضي از نسبت ها يا ظرفيتها قرار ميگيرد »‌ مطرح نمود .
· امبرتو اكو ( Umberto Eco ) نشانه شناسي را در كتاب خود « تئوري نشانه شناسي »‌به عنوان «‌مطالعه نظم هر چيزي كه مي تواند به منظور دروغ گفتن به كار برده شود »‌ تعريف نموده است . بدين دليل كه وي معتقد بود كه اگر نتوان از چيزي براي گفتن دروغ استفاده نمود ، بنابراين ، نميتوان از آن براي گفتن حقيقت نيز بهره گرفت ( اكو 1976 م ) . او همچنين معتقد بود كه « نشانه شناسي با هر چيزي كه ميتواند به عنوان يك نشانه قرار گيرد؛ در ارتباط است . «‌نشانه »‌هر چيزي كه ميتواند به عنوان جانشين دلالت گونه براي چيز ديگري محسوب شود .
· چارلز موريس ( Charles William morris ) ، نشانه شناسي را به عنوان وسيله يي براي يكي شدن تمامي علوم دانست .

· نشانه شناسي – دانش نشانه ها – نوعي تحقيق علمي است كه به گونه مجازي هر آنچه را كه ما انجام ميدهيم مطالعه مي نمايد و براي بازنمايي جهان اطراف ما و ايجاد پيام در باره آن به كار ميرود . سميوتيكس يا سميولوژي به يك موضوع ، يك حركت ، يك فلسفه يا علم توجه ميكند . ( دانسي danesi 1994 م )
· معني يي كه در پس هر نشانه يي قرار دارد ؛ بايد فراگرفته شود . به عبارت ديگر ، نظاره گران بايد معني چيزي را كه نشانه است درك نمايند . اگر شما نتوانيد معني يي را كه در پس رنگ نارنجي يك ژاكت قراردارد درك كنيد ، آن [ رنگ ] براي شما نشانه نيست .