بمباران شیمیایی سردشت و بحران در زیست جهان کردی. برگرفتە از. زاده،

بمباران شیمیایی سردشت و بحران در زیست جهان کردی
@biruhezr برگرفتە از
@linguisticsacademy
جلال-حاجی زاده،
دکترای اندیشەی سیاسی

بمباران شیمیایی سردشت از جمله وقایع تلخ و فجایعی است که در دوره مدرن و عصر جهانی شدن به وقوع پیوسته است و قبل از هر چیز بیانگر انحطاط فکر انسان مدرن و زوال اخلاق و عقلانیت در سپهر تمدن مدرنیته است. ما هم متاسفانه به تأسی از آیزایا برلین، که باور داشت در بدترین قرنی که اروپا به خود دیده است زندگی کرده است، باید بگوییم در خاورمیانه و قرن بیستم زندگی کرده ایم. سده بیستم تزلزل در کلان روایت های روشنگری و فروپاشی آرمانهای بزرگ مدرنیته بود. بزرگترین پیروزی ها و ناکامی های بشری در این قرن بوده است. به زبان کامپانی، هیچ دوره ای در تاریخ را سراغ نداریم که این همه جنایت در آن اتفاق افتاده باشد. جنایتهای فراگیر که به شیوه ای عقلانی و با خونسردی تمام صورت گرفته اند. با روی دادن فجایع غیر انسانی در جنگ های جهانی، رویداد آشویتس، قتل عام ارامنه، ژنوساید کردها، بمباران هیروشیما و ناکازاکی ... عقلانیت غربی و داعیه های متفکران اروپایی با چالش جدی روبرو شده است. بسیاری از عالمان اندیشه اجتماعی و فلاسفه در عقل مدرن غربی تردید کرده اند و ظهور و پیدایش آن را ناشی از رویکرد و نگرش پوزیتویستی و علم گرایی تک بعدی می دانند. به تعبیر هوسرل، مسئول اصلی عسرت زمانه، پوزیتیویسم است. بسیاری از متفکران در پاسخ به این پرسش کوشیده اند که کی و چرا عقل غربی پایش لغزیده و دچار خطا شده است و چه فرآیندی از خطاها این عقل را به جایی کشانده که در اواسط قرن بیستم در گرداب آشویتس و بمباران شیمیایی انسان کرد سر درآورد. از عصر روشنگری به بعد عقلانیت همواره در حوزه های علم، فنون و تکنولوژی و ثروتهای مادی کارکرد اساسی و ایجابی داشته است، اما از طرف دیگر به موازات این گسترش، بهره کشی بی رحمانه بشر از بشر و جنگهای جهانی به تردیدهایی در باب عقلانیت منجر گردیده است که ایده پیشرفت را به یک اسطوره تبدیل کرده است. از عصر روشنگری به بعد عقلانیت همواره در حوزه های علم، فنون و تکنولوژی و ثروتهای مادی کارکرد اساسی و ایجابی داشته است، اما از طرف دیگر به موازات این گسترش، بهره کشی بی رحمانه بشر از بشر و جنگهای جهانی تردیدهایی در باب عقلانیت منجر گردیده است که ایده پیشرفت را به یک اسطوره تبدیل کرده است علم گرایی و تکنیک زدگی و نیز ایده پیشرفت دو گونه از اسطوره های عقلانی اند. به نظر والری، توهمی که نسبت به فرهنگ اروپا و سنت فکری غرب وجود داشته است با آسیبهای جهانی بر باد رفته است؛ داعیه های اخلاقی علم نیز تا حد مرگ آسیب دیده است و بر اثر کاربردهای مورد ادعایش آبروی خویش را باخته است. فرمانروایی علم عینی تنها بر روابط بشر با جهان حاکم نبوده بلکه روابط و مناسبات آدمیان با یکدیگر را نیز در بر گرفته است. دولت مدرن نمودار عینی آ ن است به نحوی که هستی اجتماعی را به شیئ تبدیل کرده و قلمرو زندگی و جهان زیست انسانی را به استعمار خود درآورده است. ازاین رو آدورنو و هورکهایمر مسئولیت انحطاط یا به عبارت دقیقتر لغزش و زوال عقل در سنت فکری غرب معاصر را متوجه گسترش و داعیه های علم عینی میدانند که از نظر آنان پوزیتیویسم خوانده میشود. عقل باید نسبت به محدودیت و مخاطرات خویش آگاه باشد. از این موضوع که پوزیتییویسم نوعی انحراف عقل است، در واقع این نتیجه بدست نمی آید که باید از عقل چشم پوشید بلکه بیانگر آن است که جنبه های اسطوره ای را از عقل بزداییم که این امر مستلزم نوعی عقلانیت انتقادی است. به عبارتی؛ نقد عقلانیت غربی و آسیب های آن در زیست جهان شرقی به معنای عقلانیت ستیزی و عقل زدایی نبایستی تلقی شود بلکه تنها راه، همانطور که هابرماس می گوید عقلانیت افزایی و عقلانیت بیشتر است. از یک جهت مشکل اصلی، شکست و افول آموزه های مدرنیته سرمایه داری و عقلانیت دیگری های مسلط بر زیست جهان کردستان نیست، بلکه مشکل شکست خود تمدن و توحش روز افزون در جهان معاصر است. از منظر کردی می توان مسئله بمباران شیمیایی سردشت( و دیگر فجایع مرتبط با زیست جهان کردی) را در چارچوب این بحران شناسایی و تحلیل کرد و نسبت آن را با مدرنیته و نظام دانایی حاکم به بحث و منازعه گذاشت. تا جایی که به بمباران شیمیایی 7 تیر 1366 شهر سردشت و سلسله فجایع دیگری مانند انفال و کشتار جمعی کردها بر می گردد، عقلانیت حاکم بر کردها به طور کلی، و انسان کرد سردشتی به طور خاص خارج از ویژگی های عقلانیت ناقص حاکم بر دیگری های مسلط و جنایتکار نبوده، و نیز جدا از دیدگاه پوزیتیویستی به زیست خودشان نیست. اکثریت مطلق مردم سردشت از این رهگذر دچار نوعی از انحراف شده اند که مسئله بمباران شیمیایی را تا حد یک شیئ ناچیز تقلیل داده اند و از منظر صنعت رانتی و کسب امتیازات ناچیز به آن نگاه می کنند.