در این کانال مطالبی در رابطه با فلسفه زبان نگرش ها بە مسائل زبانی زبان آموزی، تک زبانگی و چند زبانگی نشانە شناسی تحلیل گفتمان صرف و نحو و آواشناسی زباشناسی نظری و کاربردی رویکردهای زایشی، شناختی، نقشگرا .. د.میرمکری https://t.me/linguisticsacademy
بهعنوان مثال، مردان نمیتوانند علیه تابویی تحت عنوان دامن پوشیدن وارد چالش شوند؛ در حالی که زنان توانستهاند شلوار به سبک مردان ب
بهعنوان مثال، مردان نمیتوانند علیه تابویی تحت عنوان دامن پوشیدن وارد چالش شوند؛ در حالی که زنان توانستهاند شلوار به سبک مردان بپوشند. میتوان نتیجه گرفت که «مد زنانه» کمتر توسط مردان شبیهسازی شده است. این در صورتی است که «مد مردانه» بیشتر توسط زنان شبیهسازی شده است. این امر نشان میدهد که هویتها بر اساس شرایط و کارکرد اجتماعی قابلیت نفوذ در یکدیگر یافتهاند. این قابلیت نفوذ را میتوان نوعی «نشتی هویتی» نامید.
«نشتی» به این دلیل با بحث جنسیت مرتبط است که در بعضی موارد قویتر و سریعتر انجام میگیرد و در بعضی موارد هم کندتر و ضعیفتر. در مورد آرایش مو شاید تعداد زنانی که موهایشان را پسرانه اصلاح میکنند نسبت به مردانی که موهایشان را میبافند یا گیس میکنند بیشتر باشد. اما نکته مهم این است که نفوذ از هر دو حوزه به یکدیگر وجود داشته است.
@linguisticsacademy
فانتزیهای عالم مد
اینک این پرسش اساسی مطرح میشود که چرا پوشیدن دامن مختص زنان ماند؟ یکی از پاسخهای ممکن را باید در بحث رابطه «قدرت» و «فانتزی» یافت. دامن در طول تاریخ بیشتر «جنبه فانتزی» خود را حفظ کرده است. اما شلوار کمتر وابسته به تولید فانتزی مانده و «جنبه کاربردی» آن غلبه داشته است. همین امرِ «کاربردی» سبب شده است تا ما با مسألهای بهنام زیبایی و فانتزی مواجه شویم. یعنی اینکه هر چه سبک زندگی به سمتی پیش رفته است که بر اساس شبیهسازی و یکسانسازی، تفاوت بین «من» و «دیگری» را کاهش داده است، ما به «جنبه کاربردی مد» رسیدهایم. همین کاهش و یکسانسازی هویتی به یک امر اجتماعی تبدیل میشود. بهعنوان مثال، تولید جین را در نظر بگیرید؛ بیشترین میزان یکسانسازی هویتی در بحث مد در استفاده از شلوار جین رخ داده است. شلوار جین بیشترین شباهت را از نظر شکل، رنگ و ماتریال در دو جنس زن و مرد با یکدیگر دارد.
مد چگونه فرآیند زیباییشناختی را مدیریت میکند؟
بحث مهم دیگری که در ارتباط با بحث «هویت و زیبایی» مطرح میشود این است که مد چگونه میتواند فرآیند زیباییشناختی را مدیریت کند. رولان بارت در کتاب «نظام مد» ما را با سه نظام هویتی مد و زیبایی آشنا میکند؛
مد همانند یک ساختار و یک فرم بهکار گرفته میشود. در این حالت مد جنبه رسمی پیدا کرده و همانند یک «نهاد» عمل میکند. در چنین شرایطی «حضور فردی» یا «حضور خصوصی» نداریم بلکه هر فرد در خدمت نهادهای اجتماعی قرار میگیرد. به دیگر سخن، نمیتوانیم از فردی سخن بگوییم که در فرآیند هویتی جایگاه خاصی را به خود اختصاص میدهد. در شرایطی که مد جنبه نهادی و رسمی دارد، به سمت یک عمومیت یا یک ساختار عمومی مشترک پیش میرویم.
گویا مد در اینجا فرد را به یک تَن ماشینی یا مکانیکی بدل کرده که بر اساس قوانین سازمانی عمل نموده است. وجه غالب در این حالت وجه ساختاری مد است. یونیفرمهای اداری از همین نوع هستند. چرا که قرار است هویتی یکسان و همتراز را به بیننده و مخاطب مد القا کنند و این همان چیزی است که به آن وجه نامتمایز مد میگوییم.
به عقیده بارت، در این حالت ما جنبه فانتزی یا میل به «زیباییطلبی فانتزی» را حذف میکنیم چرا که مد در خدمت رسمیت دادن به شرایط سازمانی و کاربردی در جامعه است.
نظام دوم زمانی رخ میدهد که فرد درصدد است تا برای خود موقعیتی خاص ایجاد کند. یعنی اینکه فردِ خواهانِ زیبایی، در شرایط خاص قرار گرفته و بر اساس طرحی خلاقانه نحوه آرایش و رفتار پوششی خود را رقم میزند. در چنین وضعیتی مد به «میل به زیبایی خاص» تبدیل میشود. در اینجا است که میتوان از نوعی تبانی بین «ساختار» و «رخداد» زیبایی سخن گفت.
به جای اینکه فرد صرفاً در خدمت ساختار و سازمان خود باشد و به طور رسمی و مکانیکی با شرایط ایجابی و قوانین درون سازمانی تطبیق پیدا کند، خود را به «رخداد زیباییساز» نزدیک میکند.
در واقع، به جای اینکه مد به طور مطلق در خدمت ساختار و نهاد و قوانین باشد و پویایی خود را محو کند، تبدیل به رخداد و نوعی میل به متمایز بودن از دیگران میشود. دلیل میل به تمایز، ساختن تصویری مثبت و بهبود یافته از «خود» است. تا اینجا مد و زیبایی سبب میشود تا فرد خود را طوری بازنمود کند که در عرصه اجتماعی دارای قدرت حضور کافی در صحنه رقابت باشد.
در نظام سوم مد باید ببینیم آیا میل به زیبایی مبتنی بر واقعیتهای درونی است یا با تکیه بر شرایط بیرونی تحقق مییابد. اگر شرایط بیرونی بر استقبال از مد و زیبایی حاکم گردد، ما با بحث «نقاب» یا «ماسک» مواجه میشویم یعنی اینکه فرد با اغراق بر زیبایی بهدنبال شبیهسازی با دیگری است که او را مدل خود قرار میدهد
پس نظام سوم زیبایی و میل به آن نظامی است که بر اساس همین شبیهسازی با دیگری نه تنها جنبه ساختاری خود را از دست میدهد، بلکه از رخدادی شدن یعنی زیبایی در واقع خاص و گاه به گاه نیز فاصله میگیرد تا به وضعیت آرمانی نزدیک شود.
ص۳/۲