📚 داستاننویسان و دوستداران داستان 📢ماتیکانداستان را به شیفتگان فرهنگِ ایرانزمین معرفی کنید 📢📢محتوای مطالب، نظر نویسندگان آن است و ممکن است با دیدگاه گردانندگان ماتیکانداستان همسو نباشد. ارتباط با مدیر کانال @vahidhosseiniirani
ولی باز هم او نمیتواند با بجهها مانند یک مادر رفتار کند
ولی باز هم او نمی تواند با بجه ها مانند یک مادر رفتار کند.نه به دلیل این که مادر واقعی شان نیست بلکه چون در جهان سپیدپوستان قدرت و اعتماد به نفس لازم برای مادری را ندارد.میس کوئن او را “پیرزن سیاه “می خواند و به این روش با توجه به نژاد او ،عدم قدرت فرهنگی او را به رخ می کشد و کنترل مادرانه ی او را نفی می کند.
اما دیلسی اگرچه در مقابل جیسون می ایستد ولی به نظر می رسد از وی می ترسد و تلاشی برای جنگیدن با “خود”کارولین نمی کند و به طرز قابل توجهی زندگیش را وقف مردمی می کند که بر او ستم می رانند.
او به روسای سپیدش بیش از خانواده ی خود کمک می کند و لاستر را برای عدم مراقبت از بنجی سرزنش می کند.
عدم اعتماد به نفس او باعث تقدیسش در چشم فاکنر و بسیاری از خوانندگان اومی شود .در واقع فاکنر دایه های خودش را باز آفرینی می کند ولی نوول اصلی او برای دایه هایش “برخیز ای موسی “بوده است.
دیلسی به عنوان مریم/دایه که فاقد هرگونه جنسیت و سوبژکتیویتی است آرمانی می شود و فاکنر قدرت فراگیر مادری و کنترلش بر زبان و هستی را از او می دزدد.توصیف بدن او بر فرسودگی
و فساد تکیه دارد نه بر امیال زنانه و قدرت آبستی.
او صورتی چروکیده دارد و گونه هایش مانند استخوان از گوشت بیرون زده .درونی سرکش در قاب بدنش دیده نمی شود.نیروی مادرانه ی او با نیازهای ستمگرانه ی یک فرهنگ نژادپرست انکار شده است.
استراتژی روایت چهارم که آن را روایت دیلسی هم خوانده اند وضعیت فوق را اثبات می کند.اگر این بخش مال دیلسی است چرا او برخلاف بخش های پیشین از خود صدایی ندارد؟در حالی که کدی آن قدر زیبا و جذاب است و دیلسی آن قدر مریم وارآیا دیلسی به اندازه ی کافی مادر نیست تا بتواند حرفی بزند؟
گفته اند که هدف فاکنر در این جا نشان دادن چشم انداز روایت و گذشت زمان است و در این بین در منظر ما رخداد تخریب یک خانواده و صبوری دیگری مقایسه می شود.در همان حال که دیلسی نوعی تمثال مقدس است که گواه تجربه ای بصری و تراژیک است ولی او یک تمثال مادری نیست .نداشتن صدای مادرانه نشان از وجود سمبولیک و سایه وار اوست تا وجود جسمانی و بدن او.
تا زمان تحریر “نور در اگوست” قاکنر برای شخصیت بخشیدن به سیاهان اقدامی نکرد و مادرهای کارهای فاکنر سوژه های جدا از دیگران هستند.دیلسی به جای انکه انسانی واقعی باشد سایه ای سمبولیک است تا همه چیز را تحمل کند و ایماژیست آرمانی شده و مجرد از صدا و زبان و نه مادرانه.
خشم و هیاهو ممکنست یک بهشت،باشد ،یک گنج دوران،یک اثرهنری یا گلداان دفینه ی باستانی باشد( فاکنر با استعاره ای از” شعر گلدان عتیق جان کیت” ،خشم و هیاهو را گلدانی عتیق می نامد)یا دهانی که آزادانه آن را می بوسد و هم چنان ممکن است پناهگاهی برای او باشد .یا ممکنست زهدانی باشد که او از متن وارد آن می شود و گلدانی که در آن روحی ناقص پناهگاهی موقت می یابد و امید دارد تا اخرین نمای خود را پیدا کند.
اما ورود دوباره به رحم چیز خوش خیمی نیست به خصوص اکنون که با تجربه های برادران کامپسون آشناییم.
رحم یا گلدان،پناهگاه یا هنر،این تمثیل نشان میدهد که فاکنر جقدر به این رمان علاقه داشته است اما در جایی گلدان به پایین چرخیده و محتوایش را خالی کرده و یا از حدش درگذشته است.
در بحث از زنانگی لویی ایریگاری آاگاهی می دهد که در حالیکه از زن اغلب به عنوان یک فقدان یا عدم یا وجودی جعلی یا ایماژمنفی یاد شده است ولی زن می تواند به عنوان مازاد از هم گسلنده ی قادر به در هم فشردن ماشین تئوریک عمل کند.و حضور زنانه ی مادرانه مناسب این توصیف است.
مردان کامپسون دریافتند که بخش زنانه ی درونشان سبب تخریبشان شده است.مجروح چه به لحاظ فیزیکی و چه از نظر روانی آن ها زندگی،زبان و مردانگی شان را از دست دادند..کدی ممکن است بدشانس و مادر ممکن است لعنت شده باشد اما در مقایسه با آن ها کوئ.تین کشته شده و جیسون دزد زده وبطور نمایشی اخته شده و بنجی به طور واقعی اخته شده است -در متنی که مادر هم وجود واقعی و هم هویت شخصی را کنترل می کند.
توسط کارولین زنی که نمی تواند همسر خود را بنامد قدرت مادری ،رمان را می کوبد و پیش می برد .در این کتاب نام پدر به بدن مادر راه می یابد:
” وقتی او متولد شد من دانستم که مادری رو یک آدمی ساخته که به این کلمه احتیاج داشته،چون کسانی که بچه دارن عین خیالشون نیست که این کار کلمه ای هم داره یانه”.(ص ۲۰۲ متن فارسی گور به گور).
مادری، ابداع شده توسط مردان ،که کلمات را به کار می برند و انجام شده توسط زنان که از بدنهایشان استفاده می کنند- در مرکز گورگور ادامه یافته تا تنش بین آفرینندگی واقعیت و زبا ن رابه تصویر بکشد.