📚 داستان‌نویسان و دوستداران داستان 📢ماتیکان‌داستان را به شیفتگان فرهنگِ ایران‌زمین معرفی کنید 📢📢محتوای مطالب، نظر نویسندگان آن است و ممکن است با دیدگاه گردانندگان ماتیکان‌داستان همسو نباشد. ارتباط با مدیر کانال @vahidhosseiniirani


مرشد و مارگاریتا (نام روسی: Мастер и Маргарита) رمانی روسی نوشته میخائیل بولگاکف است

به باور بسیاری این اثر در شمار بزرگ‌ترین آثار ادبیات روسیه (شوروی) در سده بیستم است. بیش از صد کتاب و مقاله درباره این کتاب نگاشته شده است. بولگاکف نوشتن این رمان را در سال ۱۹۲۸ آغاز کرد و اولین نسخه خطی آن را دو سال بعد به دست خود آتش زد. دلیل این کار احتمالا ناامیدی به دلیل شرایط خفقان‌آور آن زمان اتحاد جماهیر شوروی بوده‌است. در سال ۱۹۳۱ بولگاکف دوباره کار بر روی این رمان را آغاز کرد و پیش‌نویس دوم در سال ۱۹۳۵ به پایان رسید. کار بر روی سومین پیش‌نویس نیز در سال ۱۹۳۷ به پایان رسید و بولگاکف با کمک گرفتن ار همسرش، به دلیل بیماری، کار بر روی نسخه چهارم پیش‌نویس را تا چهار هفته پیش از مرگش در سال ۱۹۴۰ ادامه داد. مرشد و مارگاریتا در نهایت در سال ۱۹۴۱ توسط همسر بولگاکف به پایان رسید، اما در زمان استالین اجازه چاپ به این اثر داده نشد و سرانجام در سال ۱۹۶۵ با حذف ۲۵ صفحه و تغییر برخی نام‌ها و مکان‌های ذکر شده در تیراژ محدودی به چاپ رسید که با استقبال شدید مردم مواجه شد. نسخه‌های آن یک‌شبه به فروش رفت و کتاب با قیمتی نزدیک به صد برابر قیمت روی جلد به کالایی در بازار سیاه تبدیل شد. رمان از سه ...
  • گزارش تخلف

سپاهی از زابلستان حرکت کرد و در پیشاپیش سپاه رستم پهلوان و پشت او پهلوانان سالخورده بودند

افراسیاب که از آمدن آنان باخبر شده بود با خواری فرار کرد و رفت. پس‌ازآن زال به فکر افتاد شاهی از نژاد کیان برای تاج‌وتخت انتخاب کند. با موبدان به مشورت نشست پس آن‌ها نشان کیقباد را دادند. زال به رستم سپرد که با لشکریانش به کوه البرز برود و بدون درنگ در عرض دو هفته او را بیاورد و بر تخت شاهی بنشاند. رستم بر رخش نشست و نزد کیقباد می‌رفت درراه ترکان به رستم رسیدند و با او به جنگ پرداختند ولی رستم با یک حرکت همه را تارومار کرد. بسیاری کشته شدند و بسیاری به‌سوی افراسیاب گریختند. افراسیاب قلون را فراخواند و گفت که به دنبالشان برو و مراقب باش زیرا ایرانیان اگر بفهمند ناگهان حمله می‌کنند. قلون حرکت کرد. رستم در یک میلی البرز کوه جایگاه باشکوهی دید و جوانی مانند ماه که بر روی تختی در سایه نشسته و پهلوانان در اطرافش نشسته‌اند پس رستم نزدیک رفت و تعظیم نمود. ...
  • گزارش تخلف

از دیباچه رمان جاده فلاندر: گفته‌اند که رمان نو را باید مانند شعر خواندو پاره‌ای از انتظامات زندگی از جمله دلالت لفظ بر معنای واحد

ونیز گفته‌اند که رمان نو را همانگونه باید خواند که یک تابلوی نقاشی را که در حالی که تکه تکه آن را از زیر گچ بیرون می‌آورند.
  • گزارش تخلف

«نامه‌ای در دست داشت. سرش را بالا کرد و به من نگاه کرد. بعد باز به نامه نگاه کردو بعد باز به من

پشت سرش رفت و امد لکه‌های قرمز اخرایی و ماهونی اسبها ر ا می‌دیدم که آنها را به آبشخور می‌بردند. گل و لای آنقدر پرپشت بود که تا قوزک پای ادم توی ان فرو می‌رفت اما یادم می‌اید که شب ناگهان یخ بسته بود و اک فنجان قهوه‌اش را به دست گرفته بود و وارد اتاق شد و گفت سگها گل‌ها را می‌خورند» بخش آغازی رمان جاده‌ی فلاندر کلود سیمون ترجمه‌ی منوچهر بدیعی انتشارات نیلوفر برنده‌ی جایزه‌ی نوبل ...
  • گزارش تخلف

*ارزیز:. فلزی است نرم و نقره‌ای رنگ و قابل تورق، از آن برای سفید کردن ظروف مسی استفاده می‌کنند

*صخرالجن:. یکى از دیوها است که به زشتى قیافه شهرت دارد. او همان است که انگشتر سلیمان را دزدید. *سرزمین فرس: سرزمین پارس. *برص:. بیماریی است که بر پوست بدن پدید آید و جاجا سپید گردد سپیدتر از رنگ پوست. (دهخدا). پیسی اندام از فساد مزاج. (غیاث اللغات) ...
  • گزارش تخلف

رخدادهای جالب در زندگی نویسندگان مشهور

نویسندگان بزرگ در جهان ادبیات داستانی گاهی آن قدر با فضا و شخصیت‌های آثار خود عجین شده‌اند که باعث اتفاقات جالب شده است، نوشتن در ذات خود دارای رمز و رازهایی است که گاهی ممکن است نویسنده را به مسیر‌های غیر قابل پیش بینی بکشاند یعنی روایت داستانی آن قدر به صورت خودجوش پیش می‌رود که شخصیت‌ها خود برای خود سرنوشت لازم را انتخاب می‌کنند …تولستوی و آناکارنینا. معروف است که لئو تولستوی، نویسندهء بزرگ روسی در جلسه‌ای که برای نقد و بررسی رمان «آنا کارنینا» حضور داشت، ناگهان یک زن گریه کنان به او نزدیک شد و گفت: «شما نویسنده‌ها آدم‌های بی‌رحم و سنگدلی هستید چون یک شخصیت را می‌پرورانید تا خواننده با او حس همذات پنداری پیدا کند اما ناگهان او را به زیر چرخ‌های قطار پرتاب می‌کنید، همان بلایی که بر سر آناکارنینا آوردید، آخر چرا؟». لئو تولستوی لحظاتی به فکر فرو می‌رود و بلافاصله می‌گوید: «باور کنید من همهء تلاشم را برای نجات ایشان به کار گرفتم، حتی بارها با او حرف زدم اما او بر خلاف میل من رفتار کرد و خودش را نابود کرد، من هرگز چنین سرنوشتی را برای آنا انتخاب نکرده بودم» …. مسمومیت فلوبر. گوستاو فلوبر ...
  • گزارش تخلف

<<تانابه توموجی هرگز یک قطره مشروب هم ننوشیده است»

مقاله را که مرور کردم نتوانستم جلوی این فکر را بگیرم که چه احمقی! تانابه، پیرترین پیرها ادعا می‌کند تنها با خوردن سبزیجات و گه‌گاه میگوی سرخ شده، آن هم تفننی، به آستانه‌ی صد و شانزده سالگی رسیده است. چه آدم خوش گذرانی! آخرین لذت این فسیل زنده، به‌نیش کشیدن یکی دو تا میگوست. البته تازگی کمتر از قبل میگو می‌خورد زیرا غذاهای سرخ کردنی به مزاجش نمی‌سازد. طفلکی تانابه!. ناگازاکی. اثر اریک فی. ترجمه محمود گودرزی. ...
  • گزارش تخلف

سپاهی از زابلستان حرکت کرد و در پیشاپیش سپاه رستم پهلوان و پشت او پهلوانان سالخورده بودند

افراسیاب که از آمدن آنان باخبر شده بود با خواری فرار کرد و رفت. پس‌ازآن زال به فکر افتاد شاهی از نژاد کیان برای تاج‌وتخت انتخاب کند. با موبدان به مشورت نشست پس آن‌ها نشان کیقباد را دادند. زال به رستم سپرد که با لشکریانش به کوه البرز برود و بدون درنگ در عرض دو هفته او را بیاورد و بر تخت شاهی بنشاند. رستم بر رخش نشست و نزد کیقباد می‌رفت درراه ترکان به رستم رسیدند و با او به جنگ پرداختند ولی رستم با یک حرکت همه را تارومار کرد. بسیاری کشته شدند و بسیاری به‌سوی افراسیاب گریختند. افراسیاب قلون را فراخواند و گفت که به دنبالشان برو و مراقب باش زیرا ایرانیان اگر بفهمند ناگهان حمله می‌کنند. قلون حرکت کرد. رستم در یک میلی البرز کوه جایگاه باشکوهی دید و جوانی مانند ماه که بر روی تختی در سایه نشسته و پهلوانان در اطرافش نشسته‌اند پس رستم نزدیک رفت و تعظیم نمود. ...
  • گزارش تخلف

ﺁﯾﺎ ﺑﺎﯾﺪ ﻣﻨﺘﻈﺮ ﯾﮏ ﺷﺎﻫﮑﺎﺭ ﺭﻭﯾﺎﯾﯽ ﺑﺎﺷﯿﻢ: ﻫﻤﮑﺎﺭﯼ ﺍﺳﮑﻮﺭﺳﯿﺰﯼ، ﺁﻝ ﭘﺎﭼﯿﻨﻮ ﻭ ﺩﻧﯿﺮﻭ!

ﻇﺎﻫﺮﺍ ﺩﻧﯿﺎﯼ ﺳﯿﻨﻤﺎ ﻗﺮﺍﺭ ﺍﺳﺖ ﺩﺭ ﺁﯾﻨﺪﻩ ﺷﺎﻫﺪ ﯾﮏ ﺷﺎﻫﮑﺎﺭ ﺟﻨﺎﯾﯽ ﺩﯾﮕﺮ ﺍﺯ ﻣﺎﺭﺗﯿﻦ ﺍﺳﮑﻮﺭﺳﯿﺰﯼ ﻭﺍﻟﺒﺘﻪ ﺑﺎ ﻫﻤﺮﺍﻫﯽ ﺭﺍﺑﺮﺕ ﺩﻧﯿﺮﻭ ﻭ ﺁﻝ ﭘﺎﭼﯿﻨﻮ ﺑﺎﺷﺪ. ﭘﺮﻭﮊﻩ ﺍﯼ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ «ﻣﺮﺩ ﺍﯾﺮﻟﻨﺪﯼ» ﯾﺎ «ﺷﻨﯿﺪﻡ ﺧﺎﻧﻪ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺭﻧﮓ ﻣﯿﮑﻨﯽ»!؟ ﺑﻨﺎﺑﺮ ﺁﺧﺮﯾﻦ ﺍﺧﺒﺎﺭ ﺭﺍﺑﺮﺕ ﺩﻧﯿﺮﻭ ﺍﻋﻼﻡ ﮐﺮﺩﻩ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﭘﺮﻭﮊﻩ ﻣﯿﺮﺳﺪ ﻭ ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﻓﯿﻠﻢ ﺑﺮﺩﺍﺭﯼ ﺁﻥ ﺍﺯ ﺳﺎﻝ ﺁﯾﻨﺪﻩ ﻣﯿﻼﺩﯼ ﺁﻏﺎﺯ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ. ﺍﯾﻦ ﻓﯿﻠﻢ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﭘﺮﻭﮊﻩﻫﺎﯾﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺍﻋﻼﻡ ﺁﻥ ﺑﺴﯿﺎﺭﯼ ﺍﺯ ﻋﻼﻗﻪﻣﻨﺪﺍﻥ ﺑﻪ ﺳﯿﻨﻤﺎ ﺩﺭ ﺳﺮﺍﺳﺮ ﺟﻬﺎﻥ ﺑﻪ ﻭﺟﺪ ﺁﻣﺪﻧﺪ، ﭼﺮﺍ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺁﻥ ﻋﻼﻭﻩ ﺑﺮ ﻫﻤﮑﺎﺭﯼ ﻣﺠﺪﺩ ﺍﺳﮑﻮﺭﺳﯿﺰﯼ ﻭ ﺩﻧﯿﺮﻭ، ‏ «ﺁﻝ ﭘﺎﭼﯿﻨﻮ ‏» ﻫﻢ ﺣﻀﻮﺭ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺩﺍﺷﺖ ﺗﺎ ﻣﺜﻠﺜﯽ ﺍﺳﺘﺜﻨﺎﯾﯽ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﻫﻢ ﻗﺮﺍﺭ ﺑﮕﯿﺮﻧﺪ. ﺗﺎﮐﻨﻮﻥ ﺟﺰﺋﯿﺎﺕ ﮐﻤﯽ ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﺳﺎﺧﺖ ﺍﯾﻦ ﻓﯿﻠﻢ ﻓﺎﺵ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﺍﻣﺎ ﻇﺎﻫﺮﺍ ﻋﻼﻭﻩ ﺑﺮ ﺍﯾﻦ ﻣﺜﻠﺚ ﺻﺎﺣﺐ ﻧﺎﻡ ﺳﯿﻨﻤﺎﯼ ﺟﻬﺎﻥ، ‏ «ﺟﻮ ﭘﺸﯽ ‏» ﻭ ‏ «ﻫﺮﻭﯼ ﮐﯿﺘﻞ ‏» ﺍﺯ ﺑﺎﺯﯾﮕﺮﺍﻥ ﻣﻮﺭﺩ ﻋﻼﻗﻪ ﺍﺳﮑﻮﺭﺳﯿﺰﯼ ﻧﯿﺰ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺑﻪ ﺍﯾﻔﺎﯼ ﻧﻘﺶ ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ. ‏ «ﺍﺳﺘﯿﻮ ﺯﺍﯾﻠﯿﺎﻥ ‏» ﮐﻪ ﭘﯿﺶ ﺍﺯ ﻧﮕﺎﺭﺵ ﻓﯿﻠﻢﻧﺎﻣﻪ ﺳﺎﺧﺘﻪﻫﺎﯾﯽ ﭼﻮﻥ ‏ «ﺩﺍﺭﻭ ﺩﺳﺘﻪ ﻧﯿﻮﯾﻮﺭﮐﯽﻫﺎ ‏»، ‏ «ﻓﻬﺮﺳﺖ ﺷﯿﻨﺪﻟﺮ ‏» ﻭ ‏ «ﻣﺎﻧﯽﺑﺎﻝ ‏» ﺭﺍ ﺑﺮ ﻋﻬﺪﻩ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺍﺳﺖ، ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖ ﻧﻮﺷﺘﻦ ﻓﯿﻠﻤﻨﺎﻣﻪ ‏ «ﻣﺮﺩ ﺍﯾﺮﻟﻨﺪﯼ ‏» ﺭﺍ ﻧﯿﺰ ﺑﺮ ﻋﻬﺪﻩ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺩﺍﺷﺖ ﻭ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﻓﯿﻠﻢ ﻧﯿﺰ ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﯾﮏ ﺗﺒﻬﮑﺎﺭ ﻣﺎﻓﯿﺎﯾﯽ ﺑﻪ ...
  • گزارش تخلف

«از کتاب زن بودن اثر تونى کرنت».. باید از جنگیدن با مرد اجتناب کرد،. نه صرفا به خاطر حفظ غرور او

بلکه همچنین به خاطر حراست از شأن و منزلت خود!. هیچ چیز به اندازه‌ی زن شوریده حال و دیوانه؛ بی جاذبه و ناخوشایند نیست،. زنی که به جای قدرت زنانه، از قدرت زبانش استفاده می‌کند شهره‌ی آفاق مى شود. جنگیدن، زن را نزد مرد و نزد خودش زشت و ناخوشایند می‌کند. به زنی باهوش و قوی نیاز است تا مردش را خلع سلاح کند، نه با خشم بلکه با عشق. مردان خصوصیات زنانه را به دلیل نرمی و لطافت زن قبول می‌کنند و نه به دلیل قدرت او. «زن بودن». ترجمه مرحومه فروزان گنجی زاده. نشر ورجاوند ...
  • گزارش تخلف

«پیک آخر».. قاسم کشکولی.. همین دیروز

توی میخانه‌ای که نداریم،. با دوستان قدیمی ای که نبودند،. پشت دود غلیظ دلتنگی نشسته بودم. پیک دوم و سوم و … سرم که گرم شد، دستی روی شانه‌ام نشست. برگشتم ببینم صاحب دست …. گفت. اجازه هست؟. گفتم. تنها نیستم! ...
  • گزارش تخلف