‌ زندگی‌ام را صعود می‌کنم... لحظه‌هایم را می‌رقصم... نگاهم را تعارف می‌کنم...


دیروز اینترنت نداشتم و البته خیلی هم خسته بودم و نتونستم گزارش کار رو بنویسم. 🤦‍♀️

ساعت چهار بعدازظهر از روستای راه افتادم سمت 🚲🐟. شصت کیلومتر بود و قرار بود نهایت سه ساعت طول بکشه و قبل از تاریکی برسم که طبق معمول وسطای مسیر باد مخالف شروع شد و هوا داشت تاریک میشد. 🙈🌙. یهو یه ماشین شاسی بلند اومد کنارم و سلام کرد و گفت که تا شهر یعنی حدود پنج کیلومتر اسکورتم میکنه که خطر هم نداشته باشه🚙😍. رسیدم شهر و طبق قرار قبلی رفتم اداره آب و فاضلاب. قرار بود یه اتاق در اختیارم بذارن و برای یه شب بمونم. دوستانی که اهل بندر دیر بودن، کلی بهم لطف کردن و جاهای دیدنی رو نشونم دادن و نهایتا شب، نون محلی و خرچنگ خوردم و ساعت یک و نیم شب بیهوش شدم. 😴. ...
  • گزارش تخلف

امروز ساعت ۷ از بوشهر راه افتادم و قرار بود ۱۳۰ کیلومتر رکاب بزنم. 🚴‍♀️

خیلی دلم میخواستم ساحل دلوار و دل آرام رو ببینم ولی به این نتیجه رسیدم که باید موکولش کنم به سفر بعدی. 👌🤦‍♀️. دوچرخه سوار حرفه‌ای، چند روز پیش از. بوشهر رفت و سفرش رو ادامه داده بود و با یه داستان جالب رسیده بود روستایی به نام زیارت ساحلی. 🚲🗺. بعدا که از اونجا میرفته، خبر اومدن من رو به مردم عزیز اون روستا میده و برا همین …. توی مسیر، در حال رکاب زدن توی سربالایی😖🌞دهیار محترم روستا بهم زنگ زدن و گفتن با وانت میان دنبالم!. حالا من قسم و آیه که ولله میخوام رکاب بزنم! 💪🚴‍♀️. ...
  • گزارش تخلف

امروز صبح زودتر از ‌پخش راه افتادیم و مبهوت طلوع شدیم. قرار بود حدود ۷۰ کیلومتر رکاب بزنیم

متوسط سرعتمون ۲۰ بود ولی بیست کیلومتر آخر، باز باد مخالف داشتیم و سرعت به ده رسید. ولی بالاخره …. رسیدیم. بوشهری زیبا🏝. 🌊. آبی نیلگون😍. دوستان بوشهری. ناهار. و بعد شهرگردی و کافه و موسیقی.
  • گزارش تخلف

امروز روز سختی بود.. ولی …

اشتباها بجای مسیری که قرار بود بریم، رفتیم سمت و حدود یکساعت رکاب زدیم و برگشتیم توی مسیر اصلی. باد مخالف بود،. شیب‌های زیاد. آفتاب گرم. امروز سرعتمون متوسط ۱۲ بود و حدود ۷ ساعت طول کشید تا رسیدیم به روستای آب‌پخش و ترجیح دادم استراحت کنم. دوچرخه‌سوار حرفه‌ای قرار بود ادامه بده که اونم باد رو که دید، منصرف شد و جفتمون مهمون دوستان عزیز آب‌پخشی شدیم. ...
  • گزارش تخلف