بدی کار اینجاست، آن هایی که ماندن بلد نیستند، متاسفانه راه و رسم رفتن را هم یاد ندارند

بدی کار اینجاست، آن هایی که ماندن بلد نیستند، متاسفانه راه و رسم رفتن را هم یاد ندارند.
نه انقدر محکم و استوارند که پای حرفشان، پای قولشان بمانند، نه انقدر بی آلایش و یک رنگند که بگویند دیگر از تو خسته شده ام، دلم هوای دیگری و آسمان دیگری می‌طلبد.
این ها می‌آیند و در گوشَت هزار و یک جور دلیل برای رفتنشان می‌تراشند؛ تو خیلی خوبی! تو لیاقتت خیلی بیشتر از این حرف هاست! تو باید به فکر زندگی و آینده ات باشی! آینده ی ما با هم خیلی مبهم است! و هزاران و هزاران از این قبیل حرف های کلیشه ای و تکراری.
یک سری هم اصلا توضیح نمی‌دهند؛ ذره ذره کمرنگ می‌شوند، پیام هایت را جواب نمی‌دهند، جواب تلفنت را نمی‌دهند و بعد می‌گویند سرشان شلوغ بوده. جوری نامحسوس خودشان را از تو کنار می‌کشند که خودت بروی دنبال کارت. یک روز می‌بینی آن ها رفته اند اما بار هزاران سوال بر دوشت باقی مانده است.
یک عده ی دیگر هم ظاهرا هستند، اما جوری خودشان را به آن راه می‌زنند که انگار هرگز نبوده اند. جوری سرد رفتار می‌کنند که خودت هم باورت می‌شود هرگز هیچ چیز بینتان نبوده.

شمایی که قصد رفتن داری! لطفا مثل آدم برو. کاری کن که بعد از تو فقط درد تنهایی به جا بماند، نه یک آدم تحقیر شده با کلی سوال بی جواب.

#م_سرخوش
@mohsensarkhosh_khatkhatiii