اینجا تلاشهای ادبیام (شامل داستان کوتاه، داستانک، یادداشت، و پاراگرافهای منتخبِ کتابهایی که میخوانم) را به اشتراک میگذارم. گاهی هم موسیقیای که به دلم مینشیند. همراهیِ شما نعمتی است که شاید باور نکنید چهاندازه برایم عزیز است. @mohsensarkhosh
: زوربای یونانی. +گمان نمیکنم، زوربا
#برشی_از_کتاب : زوربای یونانی
نویسنده : نیکوس کازانتزاکیس
_راستی ارباب، اگر مَردی مُرد میتواند به صورت دیگری به دنیا برگردد؟
+گمان نمیکنم، زوربا.
_من هم گمان نمیکنم. ولی اگر چنینچیزی ممکن بود، مردهایی که از خدمت در راه عشق سر باززدهاند، میدانی ارباب، که به چهصورتی به دنیا بر میگشتند؟ به شکل قاطر!... کسی چهمیداند ارباب، شاید همهی این قاطرهایی که ما امروز در دنیا میبینیم همان آدمها باشند، همان احمقهایی که در دوران حیاتشان در دنیا مرد یا زن بودند، بیآنکه در واقع باشند. برای همین است که تبدیل به قاطر شدهاند، و برای همین است که همیشه لگد میاندازند.
@mohsensarkhosh_khatkhatiii