فنجان قهوه‌ی تلخی بودم. روی میز شلوغ زندگی ات. آمدی نشستی روبرویم

فنجانِ قهوه ی تلخی بودم
روی میز شلوغِ زندگی ات
آمدی نشستی روبرویم

داغ داغ نوشیدی و زود رفتی

من دهانِ حیرتم باز
و ردّ لب هایت بر لبه ی جانم

ببین

از درون خالی ام هنوز
چه بخاری برمی‌خیزد.


#م_سرخوش
@mohsensarkhosh_khatkhatiii