اینجا تلاشهای ادبیام (شامل داستان کوتاه، داستانک، یادداشت، و پاراگرافهای منتخبِ کتابهایی که میخوانم) را به اشتراک میگذارم. گاهی هم موسیقیای که به دلم مینشیند. همراهیِ شما نعمتی است که شاید باور نکنید چهاندازه برایم عزیز است. @mohsensarkhosh
لاری نگاهی به ایزابل کرد و گفت: «میخواهم بفهمم که آیا خدایی هست یا خدایی نیست
#پاراگراف
لاری نگاهی به ایزابل کرد و گفت: «میخواهم بفهمم که آیا خدایی هست یا خدایی نیست. میخواهم دریابم چرا بدی وجود دارد. میخواهم بدانم آیا در تنِ من روحی فناناپذیر هست، یا وقتی مُردم، کارم به آخر رسیده».
ایزابل هراسان نفس تند و کوتاهی کشید و گفت: «اما آخر لاری، مردم هزارها سال است که همین سؤالها را از خود میکنند. اگر این پرسشها جوابی داشت، حتماً تا حالا کسی جواب آنها را دریافته بود».
«از طرفی هم انسان ممکن است اینطور دلیل بیاورد که چون بشر این سؤالها را هزارها سال از خود کرده است، همین ثابت میکند که از تکرار آنها ناگزیر است».
ایزابل ریشخندکنان گفت: «حالا گیریم که فهمیدی! آنوقت چه؟ میخواهی با این دانایی چه بکنی؟».
«اگر من روزی صاحب دانایی شدم، آنوقت آنقدر دانا خواهم بود که بدانم با آن دانایی چه باید بکنم. الآن خودم هم نمیدانم».
#سامرست_موام
از کتاب #لبه_تیغ
پیدیاف، و فایلِ صوتی کتاب در👇
@mohsensarkhosh_khatkhatiii