ایزابل حلقه‌ی نامزدی‌اش را آرام از انگشت بیرون آورد و آن را کف دست خود گذاشت

#پاراگراف

ایزابل حلقه‌ی نامزدی‌اش را آرام از انگشت بیرون آورد و آن را کف دست خود گذاشت. به آن نگاه کرد و گفت: «اگر مرا دوست داشتی راضی نمی‌شدی این‌قدر ناراحتم کنی».

لاری: «اگر ندارد. من تو را دوست دارم. منتهی آدم همیشه نمی‌تواند بی‌آن‌که کسی را ناراحت کرده باشد به انجامِ آن‌چه در نظر خودش درست است دست بزند».

#سامرست_موام
از کتاب #لبه_تیغ
پی‌دی‌اف، و فایلِ صوتی کتاب در👇
@mohsensarkhosh_khatkhatiii