اینجا تلاشهای ادبیام (شامل داستان کوتاه، داستانک، یادداشت، و پاراگرافهای منتخبِ کتابهایی که میخوانم) را به اشتراک میگذارم. گاهی هم موسیقیای که به دلم مینشیند. همراهیِ شما نعمتی است که شاید باور نکنید چهاندازه برایم عزیز است. @mohsensarkhosh
ایزابل حلقهی نامزدیاش را آرام از انگشت بیرون آورد و آن را کف دست خود گذاشت
#پاراگراف
ایزابل حلقهی نامزدیاش را آرام از انگشت بیرون آورد و آن را کف دست خود گذاشت. به آن نگاه کرد و گفت: «اگر مرا دوست داشتی راضی نمیشدی اینقدر ناراحتم کنی».
لاری: «اگر ندارد. من تو را دوست دارم. منتهی آدم همیشه نمیتواند بیآنکه کسی را ناراحت کرده باشد به انجامِ آنچه در نظر خودش درست است دست بزند».
#سامرست_موام
از کتاب #لبه_تیغ
پیدیاف، و فایلِ صوتی کتاب در👇
@mohsensarkhosh_khatkhatiii